( همانا خانه بازپسين به حقيقت ، زندگانى است ) .
و نيز معلوم مىگردد كه آفرينش به نحو تنزّل و پايين آمدن است اما بدون تجافى و بيرون شدن از محل نخستين . اين امور راآيات فراوانى در قرآن كريم تأييد مىكند .
دلالت روايات بر وجود عالم مثال و عالم تجرد
روايات مربوط به طينت و سرشت ، سعادت وشقاوت ، عالم ذرّ و ميثاق ، و نيز روايات مربوط به بهشت آدم عليه السلام ، برآنچه گفته شد دلالت دارد ، كه ذيلًا به پارهاى از آنها اشاره مىشود :
تقدّم خلقت معصومين عليهم السلام بر آفرينش موجودات ديگر
1 . در بحارالانوار به نقل از كتاب تأويل الآيات الظاهره از ابى حمزهء ثمالى از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
إِنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى أَحَدٌ واحِدٌ ، تَفَرَّدَ في وَحْدانِيَّتِهِ ، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصارَتْ نُوراً ، ثُمَّ خَلَقَ مَنْ ذلِكَ النُّورِ مُحَمَّداً وَ خَلَقَني وَ ذُرِيَّتي ، ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصارَتْ رُوحاً ، فَأَسْكَنَهُ اللَّهُ في ذلِكَ النُّورِ ، وَأَسْكَنَهُ في ابْدانِنا ، فَنَحْنُ رُوحُاللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ ، وَ بِنا احْتَجَبَ عَنْ خَلْقلِهِ ، فَما زِلْنا في ظِلَّةٍ خَضْراءَ حَيْثُ لا شَمْسٌ وَ لا قَمَرٌ وَ لا لَيْلٌ وَ لا نَهارٌ وَ لاعَيْنٌ تَطْرِفُ ، نَعْبُدُهُ وَ نُقَدِّسُهُ وَ نُمَجِّدُهُ وَ نُسَبِّحُهُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ ؛ « 1 »
خداوند - تبارك و تعالى - يكتا و يگانه است و در يگانگىاش تنهاست ؛ آنگاه به كلمهاى تكلّم كرد كه آن كلمه نورى شد ، و سپس از آن ، نور محمد را آفريد و مرا و فرزندانم را خلق كرد ؛ آنگاه كلمهاى را گفت كه آن كلمه روحى شد و خداوند آن را در آن نور ، جاى داد و در كالبدهاى ما قرار داد ، پس ما روح خدا و كلمهء او هستيم ، و سبب ما از خلق خود ، پنهان گرديد . پس آنگاه كه نه خورشيد بود نه ماه و نه شب بود و نه روز و نه چشمى برهم مىرفت ، ما در سايهء سبزى بوديم ، او را عبادت و تقديس مىكرديم و مىستوديم و منزهش مىداشتيم پيش از آنكه موجودات را بيافريند .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 26 ، ص 291 ، ح 51