براى عبادت آفريد : گفتم : برخى را يا همه را ؟ فرمود : همه را .
بدان كه پايان آن حديث شريف ، شاهدى است برآنچه درفصل پيشين گذشت كه صفات فعل ، مقدم برموجودات است و يك نحوه وجودى درمرتبهء اسماى ذاتى دارند و درغير اين صورت ، اتصاف به آنها ، حقيقى نخواهد بود .
آنچه بيان شد ، نمونهاى از نصوصى كه بروساطت اسماء وصفات ميان خداوند متعالى و موجودات ، دلالت دارد ، و دراين باره روايات فراوان است .
دلالت قرآن بر وجود عالم مثال و عالم تجرد
دربارهء وجود دوعالم كه واسطهء بين عالم اسماء و عالم مادهاند ، يعنى عالم تجرّد و تامّ و عالم مثال ، نيز آيات و روايات فراوانى وجود دارد ، ولى بسيارى از آنها در مورد عود وبازگشت مىباشد ، يعنى برزخ و پس از آن . اين نصوص با توجه به مطابقت مبدأ با معاد وآغاز با انجام ، ازجمله شواهد مدعاى ما خواهندبود .
يكى از اين ادلّه ، آيه 21 سورهء حجر مىباشد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » ؛
و هيچ چيز در عالم نيست جز آنكه منابع و خزائن آن نزد ماست ، و از آن جز به اندازه معين ، فرو نمىفرستيم .
اين آيه با عموميتى كه دارد ، بيانگر آن است كه همهء موجودات اين جهان ، نزد خداوند متعال وجودهايى گسترده و نامحدود و بىاندازه دارند ، زيرا ظاهر آيه آن است كه « اندازه » همراه با تنزيل و پايين آمدن ، پديد مىآيد ؛ و اين تنزيل به صورت « تجافى » نيست كه محل نخستين خالى بماند ، زيرا خداوند مىفرمايد :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
« 1 » ( آنچه نزد شماست پايان يابد و آنچه نزد خداوند است ، پاينده
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 96