خداوند است و از طرف ديگر ، فعل نسبتى با آن اسماء دارد ، و اين همان وساطت و ظهور است .
و در پايان حديث فرمود : « آنها فروع اين سه اسم مىباشند » . و اين همان ترتب و وساطت ميان خود اسماء مىباشد .
و اينكه فرمود : « سپس سه اسم آن را خلق به آن نياز داشتند ، هويدا ساخت » .
اشاره دارد به واسطه بودن اسماء نسبت به موجودات بعدى .
و از جمله اين احاديث ، روايتى است كه در توحيد از عبدالملك نقل شده است :
« مردى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت : اى اميرمؤمنان ! از قدر برايم بگو . فرمود :
درياى ژرفى است ، در آن وارد مشو . گفت : اى اميرمؤمنان ! از قدر برايم بگو . فرمود :
راه تاريكى است ، در آن گام ننه . گفت : اى امير مؤمنان ! از قدر برايم بگو ، فرمود : سرّ الهى است ، [ براى شكافتن آن ] خود را به زحمت نينداز . گفت : اى امير مؤمنان ! از قدربرايم بگو ؛ پس فرمود : اكنون كه اصرار مىورزى از تو سؤالى دارم ؛ به من بگو : آيا رحمت خداوند براى بندگان پيش از اعمال آنهاست ، يا اعمال بندگان پيش از رحمت خداوند است ؟ آن مرد گفت : بلكه رحمت خداوند براى بندگان ، پيش از اعمال آنان است . پس حضرت امير عليه السلام فرمود : برخيزيد و بر برادرتان سلام كنيد كه او كافر بود اكنون اسلام آورد .
آن مرد روانه شد ، راهى نرفته بود كه نزد حضرت بازگشت و گفت : اى اميرمؤمنان ! آيا نشست و برخاست وقبض و بسط به مشيت نخستين است ؟ حضرت امير عليه السلام فرمود : تو هنوز در مشيّت هستى ! تورا از سه چيز مىپرسم كه خداوند در هيچيك از آنها مفرّى براى تو قرار نداده است . به من بگو : آيا خداوند بندگان را آنطور كه خواست ، آفريد ، يا آنگونه كه آنها خواستند ؟ آن مرد گفت : آنطور كه خواست . فرمود :
آيا خداوند بندگان را براى آنچه خواست ، آفريد ، يا براى آنچه آنان خواستند ؟ گفت :
براى آنچه خواست . فرمود : بندگان در روز قيامت آنطور كه او خواهد ، مىآيند ، يا
رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦١