تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
از شئون تنزّلات وجود ، رهنمون خواهى شد ؛ و همين طور بالعكس ، آن‌گاه به علومى دست خواهى يافت كه به اندازه نيايد ، اگر از آنان باشى كه خداوند از رحمتش دو بهره نصيبشان نموده ، و نورى برايشان قرار داده كه با آن حركت كنند . و هم‌چنين سنت ؛ دعاهاى فراوانى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وخاندان معصومش عليهم السلام به ما رسيده ، پراست از اسماء وصفات ؛ و در بين دعاهاى مفصّل كمتر دعايى است كه درآن چنين مضامينى را نيابيم : « خدايا ! از تو خواهم به نامت كه با آن چنين و چنان كردى » ، « از تو مسئلت مىكنم به مجدت كه با آن چنين و چنان كردى » ، « به تابش وجهت كه در پرتو آن هر چيزى روشن است » ، « و به نام‌هاى تو كه اركان همه چيز را پر كرده‌اند » . و همين طور درخواست نمودن به واسطهء نام‌هاى متناسب ، مانند نام « رازق » هنگام روزى خواستن ، و نام « غفور » هنگام طلب آمرزش و مانند آن . بلكه بگويى : چنين درخواست‌ها ، فطرى آدمى است ، زيرا كسى را نمىبينى كه هنگام درخواست درمان وشفا بگويد : « اى آن‌كه مىميرانى ! - يا : - اى آن‌كه انتقام گيرى ! اين بيمار را بهبودى ده ! » بلكه مىگويد : « اى بخشنده ! اى مهربان ! اى رئوف ! اى شفابخش ! اى عافيت دهنده ! » و نظاير آن ؛ و اگر بادقت موارد آن را جست‌وجو كنى ، خواهى ديد اين معناى رفيع و تابناك ، از ضروريات اين آيين پاك است ، ولى انصراف از آنچه شايان توجه است وپرداختن به امور بىاهميت ، مردم را از تحقق به آن و بهره‌ورى ازمزايايش بازداشته است . و از جمله احاديث جامع دراين باره ، روايتى است كه در اصول كافى و توحيد ، از ابراهيم بن عمرو از امام صادق عليه السلام نقل شده است : « خداى تبارك و تعالى اسمى آفريد كه صداى حرفى ندارد ، به لفظ ادا نمىشود ، تن و كالبد ندارد ، به تشبيه موصوف نگردد ، آميخته به رنگى نيست ، ابعاد و اضلاع ندارد ، حدود و اطراف از او دورگشته ، حس توهّم‌كننده به او دست نيابد ، نهان است بىپرده ، خداوند آن را يك كلمه تمام قرار داد ، داراى چهار جزء مقارن كه هيچ‌يك پيش از
رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 159 | السيد محمدحسين الطباطبائي