تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
طبيعت ، دو مرتبهء ديگر هست : مرتبهء تجرّد و مرتبهء مثال . ازتمام آنچه گذشت به دست مىآيد كه دردار هستى ، چهار عالم كلى تحقق دارد كه به تناسب شدت وجود ، ترتيب يافته‌اند و هريك بر طبق ديگرى مىباشد : اول : عالم اسماء وصفات كه عالم لاهوت ناميده مىشود . دوم : عالم تجرّد تامّ كه عالم عقل و روح وجبروت نام دارد . سوم : عالم مثال كه به آن ، عالم خيال و مثل معلّقه و برزخ و ملكوت گويند . چهارم : عالم طبيعت و به آن عالم ناسوت گويند ، و البته نام‌هاى ديگرى هم دارد . درفلسفه الهى ، براهينى اقامه شده كه مطالب گذشته را اثبات مىكند ، اما برهانى كه در اين‌جا آورديم براى اهل دقت كافى است ، ان‌شاء اللَّه .

فصل دوم : شواهدى ازآيات و روايات بر وساطت اسماى الهى در تنزّل وجود

كتاب وسنت ، اسماى الهى را واسطه در تنزّل وجود مىداند . اگر دركتاب الهى با دقت نظركنى ، مىيابى كه خداوند در آيات توحيد ، مانندآياتى كه در سورهء رعد ، حديد ، حشر و غير آن است و نيز مانند آيه سخره « 1 » و آيةالكرسى « 2 » و آيات فراوان ديگر ، اسماى خاص را با اسماى عام تعليل مىكند ؛ و مىيابى كه خداوند سبحان هنگام بيان آفرينش وقوام دادن به هستى و اشكال گوناگون افاضه و اعطاء و نيز در مرحلهء بازگشت ، مانند مرگ و برزخ و حشر و غير آن ، آنها را با نام‌هايى كه مفهوم متناسبى با هر يك از اين موارد دارد ، تعليل مىكند ؛ وشايد در بيش از پانصد آيه به چنين چيزى دست يا بى ، تا آن‌جا كه درمرحله اعتبارنيز ، مانند تكليف كردن ، اين امر وجود دارد . و اگر در روابط ميان اسماء و مادون آن دقت كنى ، از ويژگىهاى اسماء به بسيارى
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 54 ( 2 ) . بقره ، آيهء 255