ياد آر آنگاه كه ما از پيامبران ، عهد وپيمان گرفتيم و هم از تو و پيش از تو از نوح وابراهيم و موسى و عيسى بن مريم ، از همه پيمان محكم گرفتيم تا راستگويان از صداقتشان سؤال شوند .
پايان آيه ، بيانگر آن است كه پيمان ، از آن رو گرفته شد كه از راستگويان ، راستى مطالبه « 1 » شود ، و لذا محل آن ، دنياست نه آخرت ، درنتيجه موطن ميثاق پيش از دنيا خواهد بود ( دقت شود ) . آياتى كه اين معنا از آن به دست مىآيد ، فراوان است ، و نيز روايات فراوانى كه مىتوان مدعى تواتر آنهاشد ، درتفسير آن آيات ، همين معنا را بيان مىكنند [ كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود ] :
1 . على بن ابراهيم درتفسير خود از عبداللَّه بن مسكان روايت مىكند كه از امام صادق عليه السلام در مورد آيه
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ . . . »
سؤال كردم كه آيا اين جريان به صورت مشاهده بود ؟ امام فرمود :
نَعَمْ ، فَثَبَتَتِ الْمَعْرِفَةُ وَ نَسُوا الْمَوْقِفَ ، وَسَيَذْكُرُونَهُ ؛ وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ يَدْرِ أَحَدٌ مَنْ خالِقُهُ وَرازِقُهُ ؛ فَمِنْهُم مَنْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ فِي الذَّرِّ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ ، فَقالَ اللَّهُ :
« فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ »
« 2 »
آرى ، پس معرفت [ در جان آنها ] ثابت ماند ، ولى آن موطن را فراموش كردند ، و به زودى آن راياد آرند ؛ و اگر آن واقعه نبود كسى نمىدانست آفريدگارش و
هامش
( 1 ) . اگر مراد از آيه : « لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ » سؤال در روز قيامت باشد ، مقصود از « سؤال » حسابرسى خواهدبود ، اما آنچه از اين اسلوب و سبك فهميده مىشود ، مطالبه است نه محاسبه ، مثل آنجا كه گفته مىشود : « سئلت الغني عن غناه » و « سئلت الجواد عن جوده » و « سئلت الفقيه عن فقهه والشاعر عن شعره » آرى ! اگر اسلوب كلام به اين صورت باشد كه « يسئل الصادقين عن صدقهم فيما صرفوا » . ( راستگويان را از صدقشان پرسد كه در چه صرف نمودند ) . معنى محاسبه را مىرساند ، مانند « سئلت الغنى عن غناه فيما انفق » . و علتش آن است كه مفروض بودن « راستى » در آنان ، سؤال را بىمورد و بيهوده مىگرداند ، و اين مطلب با مراجعه به تفاسير و ملاحظه آنچه مفسرين به تكلّف در تفسير اين آيه بيان كردهاند ، روشن مىگردد . ( مؤلف )
( 2 ) . تفسير على بن ابراهيم قمّى ، ج 1 ، ص 248