فرشتگان را ندارند ، و از آنها درخواست مىكنند كه از كنارشان دور شوند !
خداى تعالى در همين زمينه نيز مىفرمايد :
« وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي ، نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ ، إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ، لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ، ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ . »
[ حجر ( 15 ) / 6 - 8 ] - و كافران گفتند اى كسى كه مدّعى هستى كه ذكر [ قرآن ] - بر تو نازل شده ، تو ديوانهاى ! اگر راست مىگويى ، چرا فرشتگان را همراه خود نمىآورى ؟ ! ما فرشتگان را جز به حق نمىفرستيم ، و آنگاه كه بفرستيم ، ديگر كافران مهلتى نخواهند يافت .
اين قسمت از آيات ، مطلب اضافهاى كه دارد ، اين است كه كفّار ، خود به راستگويى پيامبر اعتراف دارند ، و نسبت دروغ نمىدهند ؛ ليكن براى توجيه سخنان آن حضرت ، به وى نسبت جنون مىدهند ، تا به گمان پوچ خود سخنان ناشى از آن حالت را - خلاف واقع - معرّفى كنند ، چنان كه در حقّ حضرت نوح نيز چنين گفتند :
« . . . وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ . »
[ قمر ( 54 ) / 9 ] - و گفتند مردى مجنون است ، و مورد زجر و ستم بسيار قرار گرفت .
كوتاه سخن اينكه قريش در مقام ابطال دعوى نبوت پيامبران مماثلت انبياء را با ديگر انسانها - از نظر قواى بشرى - مطرح كرده چنين استدلالهايى را مىبافتند ، و اين نخستين راه مبارزه با پيامبران بود .
2 - از راه انكار و مطالبهء برهان . دوّمين شيوهء مبارزهء معترضان با پيامبران ، اين بود كه در مقام انكار ايستاده از آنان بيّنه و برهان مطالبه مىكردند ، و نيز سخنان پيامبران را به دور از منطق عقل معرفى نموده از آنان مىخواستند كه با آوردن معجزه ، منطقى بودن گفتار خود را اثبات كنند . به اين شيوه در اصطلاح فن مناظره [ منع با سند ]