ماست » ، از بيان ارزش « كلّ » ، ارزش « جزء » نيز تبيين مىشود .
البتّه ، سخن گفتن درخصوص مقام علمى و روحانى انسانى ملكوتى چون حضرت علّامهء طباطبائى - اعلى اللّه مقامه الشريف - بدون اغراق ، كارى نهچندان آسان است ، و توصيف اين كمترين در شأن عالمى ربّانى و حكيمى صمدانى چون او ، و آثار ارجدارش ، چنان است كه مولانا فرمايد :
در نيابد حال پخته هيچ خام * پس سخن كوتاه بايد و السلام « 65 »
ازاينرو ، بهتر آن ديديم كه در اين مقوله ، از نظرات گرانمايهء شاگردان اهل فضلش مدد گيريم .
علّامه شهيد ، مرتضى مطهّرى با اعجاب و تحسين به تفسير الميزان نگريسته در وصف آن گويد : « تفسير الميزان همهاش با فكر نوشته نشد . من معتقدم كه بسيارى از اين مطالب از الهامات غيبى است . كمتر مشكلى در مسائل اسلامى و دينى برايم پيش آمده كه كليد حلّ آن را در تفسير الميزان پيدا نكرده باشم . » « 66 »
حجّة الاسلام محمد تقى مصباح از اين تفسير ، به عنوان مرجعى متقن و موثّق براى محقّقان اسلامى ياد كرده گويد : « اين كتاب منشأ آن شد كه تمام گويندگان و نويسندگان اسلامى براى تحقيق در مسائل دين ، فرهنگ جامعه ، اقتصاد ، سياست ، تاريخ ، و ساير ابعاد زندگى انسان به آن مراجعه كرده از رهنمودهاى استاد در حلّ همهء اين مسائل بهره بگيرند ؛ يعنى تفسير الميزان كليد حلّى بود براى همهء مشكلات فرهنگى و دينى جامعهاى كه در راه تكامل و فراهم آوردن زمينههاى انقلاب اسلامى قدم برمىداشت . » « 67 »
هامش
( 65 ) . مثنوى معنوى ، به تصحيح نيكلسون ، دفتر اوّل ، ص 2 .
( 66 ) . يادنامهء علّامهء طباطبائى ، ص 220 .
( 67 ) . همان مأخذ ، ص 220 - 221 .