حجة الاسلام دكتر احمد احمدى با اشاره به شيوهء پسنديدهء استاد در تفكيك حدود و وظايف مسائل مختلف و احتراز از خلط مباحث ، به عنوان نمونه چنين بيان مىدارد : « مثلا در تفسير الميزان ، بحث اسماء حسناى خداوند در قرآن كريم در سورهء اعراف ، با توجه به روايات ، بررسى و به سبك بسيار ارزنده و خوبى ارائه شده است ، كه شايد تاكنون كسى تا اين حد در اين مورد سخن نگفته باشد ؛ مع الوصف ، با وجود آنكه اين مطلب جاى تاختوتاز مركب عرفان است ، ولى هيچگاه اين كار نشده و حدّ قرآنى كاملا محفوظ مانده است . » « 68 »
علّامه سيّد محمد حسين حسينى طهرانى در كتاب مهر تابان ، مزاياى چشمگير تفسير الميزان را نسبت به ديگر تفاسير - اعم از عامّه و خاصّه - برشمرده است ، كه ما ضمن رعايت اختصار در كلام ، به برخى از آنها اشاره مىكنيم . وى در اين باره گويد : « معناى قرآن را بايد از خودش گرفت ، و در الميزان اين روش به نحو احسن رعايت شده است . اين تفسير به قدرى جالب است ، و به اندازهاى زيبا و دلنشين است كه مىتوان به عنوان سند عقايد اسلام و شيعه به دنيا معرفى كرد و به تمام مكتبها و مذهبها فرستاد ، و بر اين اساس ، آنان را به دين اسلام و مذهب تشيّع فراخواند ؛ كما آنكه خودبخود اين مهم انجام گرفته و « الميزان » در دنيا انتشار يافته است . اين تفسير در نشان دادن نكات دقيق و حسّاس ، و جلوگيرى از مغالطهء كلمات معاندين ، و نيز در جامعيّت ، منحصر به فرد است ؛ و حقا مىتوان گفت : از صدر اسلام تاكنون ، چنين تفسيرى به رشتهء تحرير درنيامده است . از مختصّات اين تفسير ، ورود در بحثهاى مختلف ، علاوه -
هامش
( 68 ) . همان مأخذ ، ص 175 .