اثر آميزش با اقوام ديگر از دست نداده بودند ) ، در بلاغت و سخنورى به جايى رسيده بودند كه نظير آن در ميان هيچ قوم و نژادى - اعم از پيشينيان و پسينيان - ديده نشده است ؛ و نيز مىتوان گفت كه آنان در بلاغت و اسلوب بديع ، و گيرايى بيان و شيوايى سخن ، به چنان درجهاى از كمال دست يافته بودند كه به هيچوجه ، براى ديگر اقوام ممكن نبود . بنابراين ، قرآن كريم بدانچه كه ممكن بود غرور مخصوص اعراب را برانگيزد ، و آتش غيرت و عصبيّت را در نهادشان شعلهور سازد ، و سرانجام ، آنان را به مقابله و مبارزه وادارد ، دست زد .
مدت بسيارى گذشت ، ولى اعراب نتوانستند پاسخى ابراز كنند .
سرانجام ، در نهايت عجز و ناتوانى ميدان را خالى كرده فرار را برقرار ترجيح دادند و عقبنشينى كردند .
قابل ذكر است كه تحدّى و دعوت به مقابله در برابر فصاحت و بلاغت قرآن ، يك بار و دو بار نبود ، بلكه در مدّتى طولانى و بهطور پياپى انجام پذيرفت . در طول اين مدّت ، اعراب نه تنها براى تسكين حميّت و غيرت خود قادر به انجام هيچ كارى نبودند ؛ بلكه در برابر تحدىهاى قرآن ، راهى جز عقبنشينى و ابراز ناتوانى انتخاب نكردند ، و واكنشى جز شانه خالى كردن و خود را پنهان داشتن ، از خود نشان ندادند ؛ چنان كه قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : « بدانيد آنگاه كه مخالفان سرهاى خود را به هم نزديك مىكنند و سينهها را به عقب مىدهند ، تا خود را از او [ پيامبر ] پنهان دارند ؛ بدانيد آنگاه كه جامههاى خود را بر سر مىكشند ؛ خدا از درون و برون آنان آگاه و باخبر است . . . » [ هود ( 11 ) / 5 ]
گذشته از مدّت 23 سال ، زمان نزول قرآن ، در مدّت چهارده قرن تمام كه از پيدايش كتاب خدا مىگذرد ، اين تحدّىها همچنان به قوّت خود باقى بوده است ، و كسى نتوانسته حتى يك سوره نظير
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٦