اينچنين رفتار كنند ؛ شما از آنان درگذريد و بر آنان ببخشاييد ، تا خداوند فرمان خود را صادر كند . . . » [ بقره ( 2 ) / 109 ] جملهء اخير نيز دليلى است قطعى بر اينكه عفو و بخشايش موقتى است ، نه دائمى « 1 » .
تحدى قرآن به بلاغت
يكى از روشنترين تحدّىهاى قرآن ، تحدّى به بلاغت است . خداى تعالى در اين خصوص مىفرمايد : « كافران مىگويند كه ( محمّد ) قرآن را از پيش خود بربافته و به خدا افترا بسته است ، بگو اگر راست مىگوييد ، شما نيز ده سوره مانند همين سورههاى افترائى بياوريد ، و جز خدا هركس را كه مىتوانيد به يارى طلبيد . اگر به دعوت شما پاسخ ندادند ، بدانيد كه اين كتاب به علم خدا نازل شده است ، و معبودى جز او نيست ؛ آيا با اينهمه ، تسليم حكم خدا خواهيد شد ؟ » [ هود ( 11 ) / 13 و 14 ]
همچنين ، در اين زمينه فرمايد : « كافران گويند كه ( محمّد ) قرآن را به دروغ ، به خدا نسبت داده است ، بگو اگر راست مىگوييد ، يك سوره مثل آن را بياوريد ، و از هركس جز خدا كه مىتوانيد ، مدد گيريد ؛ ليكن آنان چيزى را كه به آن احاطهء علمى ندارند ، و به تأويلش دست نيافتهاند ، تكذيب و انكار مىكنند . . . » [ يونس ( 10 ) / 38 و 39 ]
اين آيات ، همه مكى هستند ، و در آنها به نظم و بلاغت قرآن تحدّى شده است ، چون روى سخن به كسانى بوده كه جز بلاغت و سخندانى مهارت و هنرى نداشتهاند . تاريخ به خوبى نشان مىدهد كه اعراب اصيل و خالص در آن روزگار ( كه اصالت زبان خود را در
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 66 و ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 127 .