از تدبّر در آيهء مورد بحث * « 2 » چنين نتيجه مىگيريم :
1 - قرآن كتابى است كه با فهم عادى مىتوان مطالب آن را دريافت ، و به قسمتى از حقايق نهفته در آن واقف شد .
2 - آيات قرآن مفسّر يكديگرند .
3 - قرآن كتابى است كه هرگز نسخ و ابطال ، يا تكميل و تهذيب نمىپذيرد ، زيرا اين موارد ، خود نوعى تحوّل و تغيير بشمارند ؛ و از آنجا كه قرآن اختلافپذير نيست ، هرگز دستخوش تغيير و تحوّل نشود ، و بالمآل ، نسخ و ابطال ، يا تكميل و تهذيب نپذيرد . « 1 »
نسخ در قرآن
ممكن است گفته شود كه مگر وجود نسخ در قرآن مسلّم نيست ؛ مگر در قرآن نيامده است : « هريك از آيات قرآن را كه نسخ كنيم ، يا حكم آن را متروك سازيم ، بهتر از آن يا همانند آن را بياوريم . . . » [ بقره ( 2 ) / 106 ] - يا « هرگاه آيهاى را به آيهء ديگر تبديل كنيم ، در صورتى كه خدا بدانچه نازل كرده داناترست ، مىگويند . . . » [ نحل ( 16 ) / 101 ] آيا نسخ در قرآن ، دليل بر تناقض در كلام ، يا حد اقل ، اختلاف نظر و تجديد رأى نيست ؟ !
در پاسخ مىگوييم كه مسئلهء نسخ ، نه تناقض كلامى است ، و نه اختلاف نظر و تجديد رأى ؛ بلكه يك اختلاف حكمى ناشى از اختلاف مصداقى است ؛ بدين معنى كه يك مصداق چون در شرايط معيّنى ممكن است مصالحى را دارا باشد ، حكم خاصّى به آن تعلّق مىگيرد ، و به محض از بين رفتن مصالح مزبور در اثر تغيير شرايط ، آن
هامش
( 2 ) * مراد ، آيهء 82 از سورهء نساء است ، كه در آغاز همين بخش از كتاب حاضر ذكر شده است .
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 5 ، ص 16 و ترجمهء الميزان ، ج 9 ، ص 28 .