است . هيچ انسانى نيست كه هرروز ، خود را عاقلتر از روز گذشته نيابد ، و اعمال و تدابير و نظرياتش در هر مرحله ، متينتر و استوارتر از مرحلهء پيشين نباشد ؛ اگر هم يكى از كارهاى او امتداد وجودى جزئى داشته باشد ، باز ، آخرش بهتر از اوّل آن است . مثلا كتابى را كه نويسنده مىنويسد ؛ شعرى را كه شاعر مىسرايد ؛ و خطابهاى را كه خطيب ايراد مىكند ، همگى انجامى بهتر از آغاز دارند . طبق اين بيان ، انسان حتى در ضمن انجام يك كار ، دچار تغيير و تحول مىشود ، و قادر نيست كه آن را بهطور يكنواخت به پايان رساند ، و اين ناموس كلى انسان و كائنات است ، كه همه در تحت سيطرهء قانون تحول و تكامل عمومى هستند .
بهطور كلّى ، شما هرگز موجودى را در اين جهان نخواهيد يافت كه در دو لحظه بر يك حال ، ثابت و استوار بماند ، بلكه دائما هم خود موجود و هم احوال و آثار آن دستخوش تغيير و تحول خواهند بود . به همين جهت است كه خداى تعالى در آيهء مورد بحث ، اختلاف را به لفظ « كثير » مقيّد نموده است ؛ يعنى اگر قرآن كلام خدا نبود ، در آن اختلاف فراوان يافت مىشد . البته ، در اينجا قيد « كثير » اصطلاحا « قيد توضيحى » است ، نه « قيد احترازى » ؛ بدين معنى كه اگر اين سخن از كسى جز خداوند نشأت گرفته بود ، اختلاف فراوان در آن به چشم مىخورد ، و چون از ذات اقدس الهى نشأت گرفته است ، پس هيچ اختلافى در آن نيست - نه كم و نه زياد .
عدم اختلاف در قرآن - با اينهمه مطالب متنوع و موضوعات گوناگون - امرى بسيار مهم است ، زيرا قرآن كتابى است كه در هر زمينهاى از شئون مربوط به انسان مداخله كرده و اظهارنظر نموده است ، مانند :
1 - مبدأ و معاد ، خلق و ايجاد ، و ديگر معارف عالى و
اعجاز قرآن ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨١