شده است ، و ما نيز در تفسير « الميزان » هر اشكالى را در مورد خود ، مطرح كرده و بدان پاسخ گفتهايم . البتّه ، اگر در اشكالهاى طرح شده دقت به عمل آيد ، معلوم مىشود كه هدف از اين اشكال تراشىها و خردهگيرىها ، چيزى جز متهم ساختن نيست ، چنان كه گفتهاند :
« اگر چشم محبت متهم باشد ، چشم عداوت متهمتر است ! « 1 » »
آيهاى كه در آغاز اين بخش بدان اشارت رفت ، مردم را به تدبّر در آيات قرآنى ترغيب مىكند ، تا در احكام ، مواعظ ، حكم ، و قصص قرآن به دقّت بينديشند ؛ آنگاه شرايط و ظروف نزول آيات را - از نظر مكّى يا مدنى بودن ، محكم يا متشابه بودن ، و نيز از ديگر جهات - مورد مطالعه قرار دهند ، تا بر آنان مسلم و قطعى شود كه ميان آيات قرآن اختلافى وجود ندارد ؛ هر آيهاى ، آيه ديگر را تأييد مىكند ؛ و بدون اختلافى پديد آيد ، هر آيهاى گواه و شاهد آيهء ديگر نيز مىباشد . بنابراين ، به هيچوجه اختلاف در قرآن راه ندارد : نه از طريق تناقض ؛ نه به صورت تفاوت ؛ نه آيهاى ، آيهء ديگر را نفى مىكند ؛ و نه آيهاى از نظر متانت و استحكام ، فرق اساسى با آيهء ديگر دارد ، زيرا « . . . كتابى است كه از آيات متشابه ، همگون ، و تكرارى آن ، خداترسان را لرزه بر اندام افتد . . . » [ زمر ( 39 ) / 23 ]
همين عدم اختلاف در قرآن ، انسان را بدين مطلب رهبرى مىكند كه قرآن كتابى فرو فرستاده شده از سوى خداوند است ، در حالى كه اگر از جانب خدا نمىبود ، هرگز امكان نداشت كه از اختلاف فراوان خالى و عارى باشد ، زيرا همانطور كه قبلا يادآور شديم ، همهء موجودات جهان هستى - به ويژه انسان - براساس حركت و تغيير و تحول و تكامل آفريده شدهاند ، و هريك از آنها در امتداد زمان وجود خود ، داراى جهات گوناگون و حالات متفاوت
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 64 و ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 125 .