است ، و قانون تحول و تكامل بر آن حكمفرما . هر موجودى در عالم تدريجا از ضعف به سوى قوّت ، و از نقصان به سوى كمال مىرود ، تا در نهايت ، قانون تكامل ، هم خود موجود و هم اعمال و آثار آن را شامل گردد .
انسان هم كه يكى از اجزاى اين جهان مادى است ، همواره در تحول و تكامل است . وجود و افعال و آثار او هر لحظه از نقصان به سوى كمال ، و از ضعف به سوى قوّت در حركت است ؛ و بهطور كلّى ، همهچيز او ، حتّى آن دسته از آثارش كه با فكر و انديشه و ادراك صورت مىپذيرد ، نيز پيوسته دستخوش تحول و تكامل است .
اين حقيقت را نيك مىتوان دريافت كه انسان هر روز ، خود را كاملتر از روز گذشته مىبيند ؛ در هرلحظهاى به لغزشهاى لحظهء پيشين خود پى مىبرد ؛ و آنگاه ، خود را از لحظهء پيشين كاملتر مىيابد . اين حقيقتى است كه هيچ خردمند باشعورى آن را انكار نخواهد كرد .
همچنين قرآن كريم كتابى آسمانى است كه پيامبر اكرم ( ص ) آن را به تدريج ، در مدت 23 سال آورده و در حالاتى مختلف و شرايطى متفاوت براى مردم بيان كرده است :
گاهى در مكه و زمانى در مدينه ، در شب و روز ، در حضر و سفر ، در جنگ و صلح ، در عسرت و سختى ، در فتح و پيروزى ، و در امنيّت و ناامنى ؛ چنان كه رسول اكرم ( ص ) ساليانى در « شعب ابو طالب « * » » در
هامش
( * ) پس از آنكه قريش در معارضه با پيامبر اكرم ( ص ) راه به جايى نبردند ، بر آن شدند كه بنى هاشم را در محاصرهء اقتصادى قرار دهند ؛ شايد از درماندگى به ستوه آيند ، و از حمايت و يارى پيامبر دست بدارند . بنى هاشم مدتى كوتاه با اين فشار اقتصادى ساختند ، ولى وقتى كه ديدند كار دشوار است ، به ناچار در حصارى واقع در يكى از درّههاى مجاور مكه ، موسوم به « شعب ابى طالب » فراهم آمدند . بنا به روايات متفاوت ،