بعضى به آن حضرت تهمت مىزدند كه گاهى با يك آهنگر رومى تماس مىگرفته و مطالبى از او مىآموخته است . قرآن كريم در پاسخ چنين كسانى مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ، لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ ، وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ . »
[ نحل ( 16 ) / 103 ] - ما نيك مىدانيم كه كافران مىگويند بشرى قرآن را به او ياد مىدهد ! با اينكه زبان كسى كه قرآن را به او نسبت مىدهند ، عجمى [ غير عربى ] است ، در صورتى كه اين قرآن به زبان عربى روشن و ( فصيح ) است .
برخى ديگر نيز مىگفتند كه پيامبر اكرم ( ص ) قسمتى از معلومات خود را از سلمان فرا گرفته است ، زيرا سلمان از دانشمندان ايران بوده و به تاريخ اديان و مذاهب آشنايى داشته است !
در پاسخ بايد گفت كه سلمان در مدينه ايمان آورد ، و حال آنكه بخش عمدهء قرآن كريم در مكّه نازل شده بود ، و در مجموع ، آياتى كه مشتمل بر معارف و حقايق و تاريخ گذشتگان بوده و در مكه نازل شده است ، به مراتب افزونتر و كاملتر از آياتى است كه در مدينه نازل گرديده است . بنابراين ، سلمان و ديگر اصحاب ، كدام مطلب تازهاى را عرضه كردهاند ؟ !
از اينها گذشته ، كسانى كه عهدين « * » [ تورات و انجيل ] را به دقت مورد مطالعه قرار دهند ، و آنگاه با مراجعه به قرآن ، تاريخ پيامبران و امّتهاى آنان را از نظر بگذرانند ، درخواهند يافت كه داستانهاى قرآن با داستانهاى تورات و انجيل تفاوتى اساسى دارد . در تورات و انجيل لغزشهايى به پيامبران نسبت داده شده كه انسان هرگز
هامش
( * ) منظور از « عهدين » ، عهد جديد [ پيمان نو ] و عهد قديم [ پيمان كهن ] است .
اصطلاحا « عهد جديد » به « انجيل » ، و « عهد قديم » به « تورات » اطلاق مىشود . به « عهد قديم » ، « عهد عتيق » نيز مىگويند . [ ر - ك : فرهنگ معين ، ج 5 ، ص 1221 . ]