سرافرازى آنان در مجامع علمى گرديده است . « 1 »
جامعيّت و متانت تفسير « الميزان »
هامش
( 1 ) جالب اينجاست كه اين تفسير در عربيّت بقدرى قوىّ و استوار است ، و در حفظ قواعد ادبيّت و انشاء مسلسل مطالب ، رسا و محكم است كه حتّى تشخيص آن در نزد علماء و محقّقين عرب كه اهل ادبيّات بودهاند ، مشكل است كه بتوانند بفهمند نويسندهء آن غير عرب است ، بلكه تا به حال از احدى نقل نشده است كه بگويد : در اين تفسير قرائنى هست كه نشان مىدهد مؤلّف آن ايرانى و يا زبان مادرى وى تركى آذربايجانى است و يا بطور كلّى غير عرب است . در زمان حيات مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء كه استاد ادبيّت و عربيّت و فريد عصر در زمان خود بود ، چون از نويسندهء يك دورهء معروف دربارهء ولايت كه در عصر وى به تحرير آمده بود سؤال شد ، در جواب فرموده بود : معلوم است آن را ايرانى نوشته است . و چون از مرحوم شيخ عبد الله سُبَيتىّ : داماد مرحوم سيّد عبد الحسين شرف الدّين عامِلى سؤال شد ، در جواب گفته بود : معلوم است كه آن را غير عرب نوشته است ؛ و ليكن از تفسير « الميزان » چنين چيزهائى نقل نشده است . علاوه بر آنكه از حجّة الإسلام حاج سيّد محمّد حسين فضل الله كه در غازيهء لبنان ساكن و از مشاهير ادبيّت عرب هستند نقل شده است كه : « الميزانُ فى تفسير القرءان » از نقطهء نظر ادبيّت و عربيّت ، جزء كتابهاى معتبر ادبى در نزد جوانان و دانشگاهيان لبنان است ؛ با آنكه بعضى از نويسندگان نسخهء خود را در نجف اشرف نزد مرحوم آية الله شيخ محمّد علىّ اردوبادى مىبرده و مىخوانده است و آن مرحوم كه در ادبيّت عرب ممتاز بوده است ، تصحيح مىنموده است . « عروة الوثقى » مرحوم آية الله يزدى را دو نفر ، يكى عرب : آقا شيخ أحمد كاشف الغطاء ، و يكى عجم : آقا سيّد أحمد خونسارى تصحيح كردهاند . « كفاية » مرحوم آية الله خراسانى را تصحيح كردهاند .
مرحوم آية الله سيّد محسن أمين عاملى در كتاب « معادن الجواهر و نُزهة الخواطر » ( ج 1 ، ص 42 ) پس از آنكه تأكيد بليغى در لزوم اتقان عربيّت و ادبيّات براى محصّلين علوم اسلام دارد و تأسّف شديدى بر پائين آمدن سطح ادبيّات در ميان حوزههاى امروزه مىخورد ، مىفرمايد : اين سستى و عدم اتقان در علوم عربيّت ، امرى است كه در ازمنهء اخيره شايع شده است ؛ زيرا چون نظر مىكنيم ، مىبينيم همهء علماء و محقّقين كه در اعصار گذشته بودهاند - چه از شيعه و چه از اهل سنّت - آنهائى كه عجم بودهاند ، در علوم عربيّت با شديدترين درجهء اتقان آن را ساخته و پرداخته مىكردند همچنانكه از آثار و تأليفاتشان مشهود است ؛ از اينجا بدست مىآوريم كه : اين تقصير در اعصار اخيره فقط پيدا شده است . و ما چند مثال براى شاهد گفتار خود مىآوريم ، و اين شواهد كمى است از بسيار :
شيخ مرتضى أنصارى ، شيخ المحقّقين و مقتداى آنان و گشايندهء باب تحقيق در اين عصر براى آيندگان و مبتكر تحقيقات كثيره و فوائد بسيار و مفيد در علم اصول ، همان كسى كه بنا بر آنچه را كه دربارهء وى نقل شده است ، براى فراگيرى علم عربيّت شديدترين مرد محافظ بود ، بلكه دربارهء او گفته شده است : برخواندن « ألفيّة ابن مالك » مواظبت داشت ، و بعضى مبالغه نموده مىگويند : بعد از نمازهايش « ألفيّه » مىخوانده است و آن را بجاى تعقيب مىشمرده است ؛ با وجود اين ، در استعمالات عربى متضلّع نبوده است . وى در تفسير حديث : النّاسُ فى سَعَة ما لا يَعْلَمونَ گويد : در اينجا سه احتمال است : اينكه ما ، مصدريّهء ظرفيّه و سعةٍ با تنوين باشد و به النّاس اضافه نشده باشد ، يعنى : « الناس فى سعةٍ ما داموا لا يعلمون » با آنكه مرد عربى عارف به اساليب عرب در استعمالاتشان ، شكّ ندارد كه اين استعمال صحيح نيست و در نزد عرب غلط است ؛ زيرا عرب چون بخواهد اين معنى را برساند ، واجب است بگويد : النّاسُ فى سعةٍ ما لَم يَعلموا . مرحوم أمين پس از ذكر چند مثال ديگر از افراد ديگر ، مطلب را پايان مىدهد .
امّا تفسير « الميزان » كه با قلم واحد بر روى كاغذ نوشته مىشد و مسودّه و چركنويس نداشت ، و حتّى تصحيح مطبعهاى آن هم توسّط خود حضرت استاد علّامه انجام مىگرفت - رَحمةُ الله عَلَيه مِلازِنَةِ عرشِه - در آن وقتى كه ايشان مشغول نوشتن بود ، فقط گاهگاهى يك چاى كم رنگ مىخورد و يا يك نصفه سيگار مىكشيد ، و سيگار ايشان هم اشنو بود و يك پاكت آن هفت قران ( ريال ) ارزش داشت و چه بسا ايشان پول سيگار را هم نداشت ؛ فَسَلامٌ علَيه يومَ وُلِد و يَوم ماتَ وَ يوم يُبعثُ حيًّا .