تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
مىگردند ، و جاى خود را به « الميزان » مىدهند . و در اين حقيقت ، اين حقير متفرّد نيستم ، بلكه بسيارى از علماء اعلام و متفكّرين عظام و اهل بحث و تحقيق اين مطلب را ارائه كرده‌اند و يا زمزمهء آن را دارند . دوست و صديق راستين و هم دورهء طلبگى ما : زعيم عاليقدر حاج سيّد موسَى صَدر خَلّصَه اللَه مِن أيْدِى الفَجَرَة و أطالَ اللَه بقاءَه ، از عالم وحيد و نويسندهء معروف و متضلّع خبير لبنان : شيخ جواد مغنيه نقل مىكرد كه او مىگفت : از وقتى كه « الميزان » بدست من رسيده است كتابخانهء من تعطيل شده ، و پيوسته در روى ميز مطالعهء من « الميزان » است « 1 »
هامش
( 1 ) جناب صديق ارجمند حجّة الإسلام و المسلمين آقاى حاج سيّد محمّد علىّ آية الله زادهء ميلانى دربارهء مرحوم استاد ما : علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه گفتند : رئيس انجمن فرهنگى مصر : شيخ محمّد فحّام و معاون او : شيخ شرباصىّ در مشهد مقدّس نزد پدرم آمدند و از جمله سخنانشان اين بود كه : ما تفسير « الميزان » را بهترين تفاسير يافته‌ايم و تا جلد هجدهم آن را مطالعه كرده‌ايم و دو مجلّد ديگر آن را نيافته‌ايم . و خيلى اشتياق داشتند كه از نزديك ، علّامهء طباطبائى را نيز ببينند ، امّا علّامهء طباطبائى در آن وقت در شهر مقدّس مشهد نبودند ؛ بخارج رفته بودند و لذا ملاقات حاصل نشد و ليكن مرحوم پدرم جلد نوزدهم و بيستم را تهيّه و براى آنان به مصر فرستادند . اين بود حكايت جناب آقاى ميلانى زاده . و امّا جناب محترم آية الله آقاى حاج شيخ محمّد رضا مهدوى دامغانى همين مطلب را قبلًا براى حقير بدين طريق بيان كرده بودند كه : چون بين ايران و مصر روابط دوستانه برقرار شد و بنا شد روابط فرهنگى ميان دو كشور برقرار شود ، از طرف مصر شيخ محمّد فحّام و شرباصىّ به ايران آمدند و از مجامع فرهنگى بازديد و با علماء ملاقات كردند . من يكى از شاگردان و معتمدان مرحوم آية الله حاج سيّد هادى ميلانى بودم ؛ نزد من فرستادند و پيام دادند كه : فردا اوّل وقت ميل دارم شما را ملاقات كنم . من فردا اوّل وقت بحضورشان رفتم . فرمودند : دو نفر از شخصيّت‌هاى مصر از طرف انجمن روابط فرهنگى ايران و مصر بناست نزد ما بيايند ، شما هم در آن جلسه حضور داشته باشيد ؛ و از طرفى بايد چيزى به آنها هديه كنيم ، شما چه چيز را مصلحت مىدانيد ؟ ! من عرض كردم : دورهء تفسير « الميزان » ؛ هم علمى است و هم كتاب شريف و معتبر ، و مناسبت هم با اين ملاقات دارد . ايشان فرمودند : به نظر من هم همين رسيده بود ؛ و لذا يك دورهء تفسير از « الميزان » تهيّه كردند كه در وقت ملاقات به آنها هديه نمايند . و از طرفى به نزد حضرت علّامهء طباطبائى هم پيغام دادند كه ايشان هم در آن مجلس حضور بهم رسانند ؛ ولى به جهت ابراز كسالت ، علّامه از حضور در مجلس خوددارى كردند .