قاضى بوده است كه تفسير آيات به آيات است ؛ يعنى مُفاد و محصّل آيهء قرآن ، از خود قرآن استنتاج مىگردد . مرحوم آية الله قاضى بدين سبك ، تفسيرى از ابتداى قرآن تا سورهء انعام را نوشتهاند ، و به تلامذهء خود اينطور كتاب الهى را تعليم مىنمودهاند . مرحوم استادمان حضرت علّامه كراراً مىفرمودند : « ما اين روش تفسيرى را از مرحوم قاضى داريم . »
ايشان ، يعنى علّامه ، در هنگامى كه تبريز بودند تفسيرى بر قرآن كريم از اوّل قرآن تا سورهء أعراف را نوشتند . البتّه تفسيرى مختصر بود ؛ و از روى همان تفسير و نوشتههاى جمع آورى شده ، بطلّاب تدريس مىنمودند ؛ ولى بعداً بنا شد تفسيرى بطور تفصيل كه شامل تمام نيازمنديهاى روز بوده ، و جهات تاريخى و فلسفى و اخلاقى و بحثهاى اجتماعى و روائى در آن رعايت گردد ؛ به سبك نوينى بنويسند .
خداوند اين توفيق را نصيب ايشان نمود ، و تفسيرى بنام « الميزانُ فى تفسيرِ القرءَان » در بيست مجلّد نوشتند . شروع اين تفسير در حدود سنهء 1374 و ختم آن در شب قدر ( 23 رمضان ) از سنهء 1392 هجريّهء قمريّه بوده است . و در عين نوشتن ، به طلّاب حوزهء علميّهء قم تدريس مىنمودند و بسيارى از افاضل محصّلين و طلّاب از محضر درس ايشان بهرمند مىشدند .
مزاياى تفسير « الميزان » بر سائر تفاسير
اوّلين مزيّت كه مهمترين مزيّت آنست ، همان تفسير آيات به آيات است ؛ بدين معنى كه قرآن را با خود قرآن تفسير كند . چون طبق رواياتى كه داريم : إنَّ الْقُرْءَانَ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضًا « 1 » ، آيات قرآن همه از يك مبدأ نازل شده ، و كلام
هامش
( 1 ) در خطبهء 131 ، از « نهج البلاغة » وارد است كه : كِتابُ اللَهِ تُبْصِرونَ بِهِ ، وَ تَنْطِقونَ بِهِ وَ تَسْمَعونَ بِهِ ، وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ ، وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ ؛ لا يَخْتَلِفُ فى اللَهِ ، وَ لا يُخالِفُ بِصاحِبِهِ عَنِ اللَهِ .