و امّا نفياً چون در آن ، منقصت گفتار بدون علم مىباشد ، و يارى كردن دين به آن چيزى است كه خدا نمىپسندد ، و مبتلا شدن به تناقض در آراء ؛ همانطور كه مؤلّف رحمة الله عليه بدين مناقضه گوئى دچار شده است . چون در مباحث مبدأ و معاد در هيچيك از آراء اهل نظر اشكالى وارد نكرده است مگر آنكه خود بدان دچار شده است ، كه عين آن اشكال يا شديدتر از آن را قبول كند ؛ و ما در مواضع خود بدان اشاره خواهيم كرد .
و اوّل آنها در همين مسأله است كه بر حكماء الهيّه در گفتارشان به وجود مجرّدات عقليّه طعن زده است و آنگاه خود ، جميع آثار تجرّد را براى انوار پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام اثبات نموده است ؛ و متنبّه نگرديده است كه اگر تحقّق موجود مجرّد غير از خداوند در خارج محال باشد ، حكم محاليّت آن به تغيير اسم تفاوت نمىكند و تسميهء آن عقل مجرّد را به نور و طينَت و نحوهما تبديلى در استحاله نمىدهد . - تمام شد كلام استاد .
و افراد مطّلع بر قياس و برهان مىدانند كه يكايك از جملات اين حكيم الهى در اين بيان ، برهانى و استدلاليست ؛ و آنگاه سِرّ كلام او كه مىگويد : مراجعهء بظواهر روايات قبل از رجوع به ادلّهء عقليّه ، در حكم كَفانا كِتابُ اللَه است ، چه مىباشد .
اجتهاد در مذهب شيعه ، موجب نگهدارى دين از اندراس و كهنگى و عدم تعبّد به آرائى مىشود كه در يك زمان در نزد بعضى ، از اصول مسلّمه شمرده مىشده ، و در زمان ديگر بطلانش از بديهيّات مىگردد .
و تعبّد به غير قول خدا و رسول خدا و معصومين عليهم السّلام در احكام فرعيّه ، موجب سدّ باب اجتهاد و وقوع در مهالك و مزالّى است كه عامّه بدان دچار شدهاند . و امّا در احكام اصوليّه تعبّد و تقليد بطور كلّى معنى ندارد ؛ و عقل و نقل حاكم بلزوم رجوع به ادلّهء عقليّه هستند و علّامه رحمة الله عليه در
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٠