تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
حضرت مسيح مقدّم بوده است . بعلّت آنكه افلاطون استاد ارسطو بوده ، و ارسطو استاد و وزير اسكندر مقدونىّ بوده است ؛ و زمان اسكندر مقدونى در تاريخ مضبوط است . افلاطون داراى حكمت إشراق و سر سلسلهء رواقيّين است كه با رياضيّات و مجاهدات باطنى از راه تصفيهء باطن ، كشف حقائق و معارف الهيّه بر او مىشده است . و أرِسطو كه همان أرِسطاطاليس است ( و بعضى اشتباهاً آن را غير از ارسطاطاليس دانسته‌اند ؛ چون در تاريخ و حكمت غير از ارسطو كسى را به ياد نداريم ) داراى مكتب مشّاء بوده است ، كه أبداً به باطن تكيه ننموده بلكه فقط از نقطهء نظر برهان ، مسائل حِكميّهء خود را بنا نهاده است . إسكندر پس از فتح مشرق ، بندر اسكندريّه را در مصر بنا نهاد ، و در آنجا مدرسه‌اى تشكيل داد ؛ و شاگردان أفلاطون در آن مدرسه به تدريس پرداختند . و مكتب آنها چون توأم از بعضى از اصول أفلاطون و از ضمائم تازهء ديگرى بوده است به مكتب نو افلاطونى ناميده شد . « 1 »
هامش
( 1 ) شيخ طنطاوىّ در تفسير « جواهر » طبع دوّم : 1350 هجريّهء قمريّه ، مطبعهء مصطفى البابى ، ج 23 ، ص 254 و 255 ، در تفسير آيهء 50 از سورهء 54 : القمر : «وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »مطلبى را به مناسبت بيان مىكند كه ما در اينجا ذكر مىنمائيم : اين آيه ، مفادش تكميل ما تقدّم است كه در آيهء« فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» آمد ، و در آنجا گفته شد : بناء اين قاعده بر مُثُل أفلاطونيّه است . امّا تصوير مثل را پس از أفلاطون ، شاگردش ارسطاطاليس ردّ كرد و گفت : علم فقط اعتماد بر امور ثابته و محقّقه مىكند ، و در عالم غير از مادّه و صورت مادّه چيز ثابتى وجود ندارد . رِواقيّون كه رئيسشان زيتون است ، در قرن سوّم قبل از ميلاد آمدند و نظريّهء او را ردّ كردند ، همچنانكه او هم نظريّهء استادش را ردّ كرده بود ، و گفتند : تو براى ما ارتباط اين مادّه را به صانع عالم كه خودت هم بدان ايمان