تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
حال اين سؤال پيش مىآيد كه : طبق بعضى از روايات وارده ، خداوند بواسطهء ترك اولائى كه از حضرت يوسف بوقوع پيوست ( چون پادشاه شد و برتخت نشسته بود ، و پدر و مادر با برادران از كنعان وارد مجلس شدند ، در پيش پاى آنان برنخاست . و يا چون پدرش يعقوب خواست سوار بر اسب شود حضرت يوسف زودتر سوار شد . ) نسل پيامبرى را از او برداشت . و چگونه در اولاد يَهودا برادر بزرگ و سائر برادران يوسف قرار داد ؟ با آنكه آنان جنايتى عظيم مرتكب شدند و برادر خود يوسف را بچاه انداختند ، و پدر پير خود را به فراقش مبتلا ساختند ؟ علّامه : حَسَناتُ الأبْرارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبينَ ؛ همان ترك أولى براى يوسف با آن مقام معنوى و منزلت خاصّ الهى شايد از بچاه انداختن يوسف نسبت به ديگران مهمتر باشد . و ثانياً : حضرت يوسف با آنكه طبق نصّ قرآن از مخلَصين است ، « 1 » و براى مخلصين گناه متصوّر نيست ، مىتوان به استناد اين آيه از قرآن ، آن روايات را طرح كرده و همه را مجعول دانست * * *

مكتب أفلاطون و مكتب نو أفلاطونى

تلميذ : اينكه بعضى مىگويند : أفلاطون شريعت حضرت عيسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام را نپذيرفت و گفت : اين شريعت براى ضعفاء العقول است و من كه به حقيقت پيوسته‌ام نمىتوانم در تحت اين شريعت بوده باشم ، آيا صحيح است يا مطلبى است ساختگى ؟ علّامه : اين مطلب خالى از صحّت است ، چون أفلاطون پانصد سال از
هامش
( 1 ) آيهء 24 ، از سورهء 12 : يوسف :وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 427 | السيد محمدحسين الطباطبائي