115 ، از سورهء 4 : النّسآء :
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً .
« 1 »
در اين آيهء كريمه ، ذات مقدّس حقّ ، بازگشت كسانى را كه با رسول خدا مخاصمه مىكنند و از راه مؤمنين پيروى نمىكنند به خود نسبت داده است ؛ و مىفرمايد : آن بازگشتى را كه او نموده است ، ما او را برگردانيديم ؛ و نفس بازگشت او مستند به بازگردانيدن ما بوده است .
و نيز در آيهء كريمهء 144 ، از سورهء 4 : النّسآء ، مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً .
« 2 »
و راستى هر وقت اين ناچيز ، متذكّر مفاد اين آيهء شريفه مىشوم ، شگفتم زياد مىگردد ؛ كه تا چه اندازه معناى رشيق و محتواى لطيف و بُعد معنى و گستردگى مفاد را دارد ؟
چگونه خداوند سبحانه و تعالَى مؤمنين را نهى فرموده است از اينكه با كفّار طرح مودّت و آشنائى بريزند ؟ و بالاخره آنان را سرپرست و صاحب اختيار خود قرار دهند و مؤمنين را رها كنند ؟ و سپس آن قدرت و سلطنتى كه كفّار بدين دسته از مردم پيدا مىكنند ، در اثر اين عمل ناشايسته ؛ آن را قدرت و سلطنت و
هامش
( 1 ) « و كسى كه با رسول خدا شقاق و جدائى كند پس از آنكه راه هدايت بر او روشن شد - و پيروى از غير راه مؤمنين نمايد ، ما بازگشت ميدهيم او را به همان چيزى كه خود او بازگشت نموده است ، و در جهنّم مىسوزانيم ؛ و بد بازگشتى است . »
( 2 ) « اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! كافران را سرپرست و قيّم خود مگيريد ؛ كه مؤمنين را رها كنيد ! آيا شما مىخواهيد كه از براى خدا عليه خود ، قدرت و سلطنت آشكارى قرار دهيد ؟ ! »