تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و مسلّماً از بنى إسرائيل نبودند ؛ آئين رسمى مىشناخت ، و با آنها معاملهء اهل كتاب مىنمود ؛ در صورتى كه اگر شريعت حضرت موسى و عيسى اختصاص به بنى اسرائيل داشت ، بايد تديّن اعراب قبل از اسلام بدين يهود و نصارى غلط باشد ؛ و مورد امضاى رسول الله قرار نگيرد . و از جمله آنكه رسول أكرم با نصاراى نجران آمادهء مباهله شدند ؛ و اعلان مبارزهء عرفانى نمودند ؛ و نصاراى نجران تماماً عرب بودند . و امّا آئين حجّ گرچه از سنّت‌هاى حضرت إبراهيم عليه السّلام است ، ولى حضرت إبراهيم آن را فقط براى خصوص اعراب تشريع فرمود ؛ نه براى همهء اقطار و قلمرو نبوّت خود . و براى ساكنين فلسطين تشريع نفرمود ، و گرنه اين سنّت الهيّه را قطعاً حضرت إسحق و يعقوب و پيامبران ديگر از بنى إسرائيل انجام مىدادند . و امّا در بين حضرت إسمعيل و اولادش اين سنّت باقى ماند كه در ناحيهء عرب زمين سكنى داشتند . و ما نه ثبوتاً و نه إثباتاً دليلى براى لزوم تشريع عموميّت حجّ در زمان حضرت إبراهيم نداريم . و از آن آيات كه استدلال نموديد مىتوان جواب داد كه : فرستاده شدن بسوى بنى إسرائيل غير از اختصاص دعوت به آنانست ؛ و آيهء مباركهء :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
بيشتر از اين دلالت ندارد كه هر پيغمبرى كه برانگيخته مىشود ، با زبان قوم خود تكلّم مىكند ؛ و امّا دعوتش اختصاص بقوم خود داشته باشد ، از كجا استفاده مىشود ؟ * * *

استناد افعال به حقّ تعالى ، و معنى لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ

تلميذ : آياتى در قرآن كريم داريم كه استناد أفعال را بذات مقدّس حضرت احديّت مىدهد . بعضى از اين آيات بسيار عجيب است ؛ مانند آية