دعاى نفس و نفوس ديگرى بوده است كه از نقطهء نظر قوّت نفس و يا جماعت نفوس ، نمىگذاردند در عالم معنى آن خواسته صورت گيرد ؟
و اين البتّه در غير انبياء و أولياء بسيار مشاهده شده است كه عملى را مىخواستهاند كه وقوع يابد و اين معارض مىشد با خواست نفس قوى ترى كه آن مىخواست خلاف اين عمل در خارج وقوع بيابد ؛ و بنابراين ، اين دو درخواست متضادّ ، دو سلسله از فرشتگان را براى انجام آن - به اذن خدا - تحريك و تهييج مىكند ، تا هر كدام پاكتر و قوىتر باشد جلو افتاده و بالنّتيجه آن دسته از فرشتگان او ، بر عمل فرشتگان ديگرى مقدّم آيند و آن عمل مورد نيّت انسان را در خارج متحقّق كنند .
علّامه : آرى اينها همه ممكنست ؛ و آيهاى هم در سورهء رَعْد داريم كه دلالت بر اين معنى دارد . « 1 »
تلميذ : شما سابقاً عشقتان به فلسفه زياد بود بيشتر از حالا ؛ و حالا توجّهتان به قرآن كريم بسيار است . و نسبت به ابراز بعضى از حالات شخصى از مكاشفات و واردات قلبيّه ، خيلى امساك نمىكرديد ! ولى حالا ديگر خيلى عجيب و غريب ، درها را محكم بسته ايد ! چه خبر است ؟ !
علّامه : آرى ! آن سَبو بشكست و آن پيمانه ريخت . حالا حالت مزاجى و مخصوصاً نسيانى كه غلبه كرده است مرا از انجام كارهايم بازداشته ؛ ديگر نمىتوانم كار كنم .
هامش
( 1 ) شايد آيهء مورد نظر علّامه رحمةُ اللهِ عليه اين آيه باشد ( آيهء 11 ، از سورهء 13 : الرّعد ) :لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍكه لفظ معقّبات