تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
قوس نزول ، عوالم را طىّ نموده و به عالم طبع و مادّه رسيد ؛ و بعداً بواسطهء طىّ قوس صعود مىرسد به همان جا ، و ازل و ابد با يكديگر واحد مىشوند . اين روح همينجور سرازير مىشود تا مىرسد به عالم مادّه ، به مادّهء جزئيّه و بعد كم كم شروع مىكند به حركت جوهرى و پيشرفت مىكند بسوى كمال خود ، تا رفته رفته برسد به همان معنائى كه مىفرمايد : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورُ نَبِيِّكَ يَا جَابرُ ، و چيز تازه‌اى بوجود نيامده است ؛ همان همانست كه هست ، فقط يك نزول و صعودى پيدا شده است . و در اين صورت رسيدگى به اوضاع عالم از يك جهت ، و رسيدگى و تدبير ملائكه از جهت ديگر ، و دخالت روح از جهت سوّم بسيار عجيب است ؛ زيرا كه اينكارها تضادّ ندارند . و عملكرد آنها در پيدايش حوادث در عالم طبع خيلى محيِّر و بُهت انگيز است . در يك امر جزئى چقدر از ملائكه بايد به كار اشتغال داشته باشند ؛ يك دانه اتُم مثلًا ميخواهند بسازند در بدن انسان يا جائى ديگر ، اگر يك ملَك داشته باشد ، شما حساب كنيد در بدن انسان چند دانه اتم است ، بتعداد آنها ملائكه هستند ؛ آنوقت چه قيامتى است ؟ ملائكه نيز مختلف هستند ، ملائكهء اعطاى قدرت ، ملائكهء اعطاى علم و غيرها . يكدسته هستند كه در واقع نگهبان و نگهدارنده‌اند ، يكدسته هستند از براى بلايا و مِحَن كه مىخواهد وارد شود ، منع مىكنند و نمىگذارند به انسان لطمه‌اى وارد شود . و همچنين براى هر امرى دستجات مختلفى از ملائكه هستند ، و چون اين جهات مختلف در انسان هست لذا براى هر امر فرشتگان بسيارى موجود است . و از بدن يك انسان بگذريم ، حساب نسبت به جميع بدن‌هاى انسان‌ها را بكنيم چقدر مىشود ؟ حساب حيوانات و نباتات و جمادات ؛ پناه بر خدا اين چه عالمى است !