تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
سؤال شده است يا از روح انسان ؟ علّامه : روح همانطور كه ذكر شد خلقتى است اعظم از ملائكه و ربطى به انسان و روح انسان ندارد ، و استعمال لفظ روح را بر آن حقيقت و بر نفس‌هاى انسان ، از باب اشتراك لفظى است ؛ نه اشتراك معنوى . و شايد از اين نقطهء نظر باشد كه نفس ناطقهء انسان در اثر سير كمالى خود ، در اثر مجاهدات و عبادات بمقامى مىرسد كه با آن روح همدست و همداستان مىشود . و در آيهء شريفه از مطلق روح سؤال مىكنند ، نه از نفس ناطقهء انسان ؛ و چون جواب مىرسد كه :
الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
، استفاده مىشود كه از عالم امر است ، نه مانند انسان كه از عالم خلق است . و در پرسش‌هاى آنها هيچ سخنى از روح انسان نيست ، و على الظّاهر از همان روح كه نامش در قرآن آمده است پرسش مىكنند ؛ و عجيب اينست كه در ذيل آيه مىفرمايد :
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
. يعنى خلقت روح و فهميدن حقيقت آن ، از علوم بشرى خارج است ، و به آسانى به آن نمىتوان دسترس بود .

در اوّلين چيزى كه خدا آفريد ( أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ

) تلميذ : در لسان شرع همين روح أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ است ؛ يعنى حجاب أقرب ؟ و آيا در فلسفه همان عقل اوّل است ؟ علّامه : در روايات أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ به چند چيز آمده است : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورُ نَبِيِّكَ يَا جَابر « 1 » ، يا أوّل ما خَلَق عقل است يا ماء است يا لوح است و يا قلم
هامش
( 1 ) « اوّلين چيزى كه خداوند آفريد ، نور پيغمبر تست اى جابر ! »