تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
مثل كمك به جبرائيل است . و اين آيهء دوّم بسيار عجيب است كه مىفرمايد : خدا كسانى از بندگان خود را كه شايستهء إنذار و بيم از روز قيامت كه روز تلاقى است مىبيند ، بر آنها روح را القاء مىكند . كه در اينجا با كلمهء إلقاء آمده است . غرض ، روح يك واقعيّتى است و يك موجود اشرف و افضلى است كه چون ملائكه براى انجام امور عالم نازل مىشوند ، او همراه ملائكه نازل مىشود و كمك مىدهد آنها را در آن مأموريّت ؛ اينست هويّت روح . پس جبرائيل ربطى به روح ندارد ، و از افراد و انواع روح نيست ؛ و روح نيز فرد ندارد ، و خود نوعى است كه منحصر به شخص واحد مىباشد . و امّا جبرائيل از ملائكه است ؛ و روح يك واقعيّتى است در خلاف فرشتگان . در هر صورت دو دسته هستند : يكدسته روح است كه يك واقعيّتى است ، و يكدسته ملائكه هستند ؛ آنوقت كيفيّت ملائكه هم جورى است كه از روح استمداد مىكنند ؛ و بسراغ كارهائى كه مىروند ، با روح مىروند و روح آنها را تأييد مىكند :
يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ .
و از اينكه در قرآن روح به لفظ مفرد آورده شده است و ملائكه بصيغهء جمع ، مىتوان استفاده كرد كه روح داراى مقام جامعيّتى است ، و قربش به پروردگار از جبرائيل بيشتر است . و روايت هم وارد شده است كه بالاتر است .

در حقيقت خلقت روح و فرشتگان

تلميذ : بين روح انسان و آن روح چه مناسبتى است ؟ و چرا به روح انسان روح مىگويند ؟ آيا بواسطهء ربط و نسبتى است كه با آن روح دارد ؟ و آيا ما آن روح را با ارواح انسان بمثابهء كلّى طبيعى با افرادش نمىتوانيم بگيريم ؟ و آيا در آيهء شريفهء :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 1 » از آن روح
هامش
( 1 ) صدر آيهء 85 ، از سورهء 17 : الإسرآء : « و از تو دربارهء روح سؤال مىكنند ؛ بگو : روح از امر پروردگار من است . »
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 348 | السيد محمدحسين الطباطبائي