تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
صدقه‌اى هست ، و در نيّت خود يك نوع استرحامى را در نظر دارد . و يا مثلًا عنوان شبهِ رشوه‌اى دارد ، براى آنكه زمينه را براى پذيرش تقاضاى مشروع و يا غير مشروع بعدى خود فراهم سازد . و در بسيارى از اوقات اين قبول هدايا مستلزم حقّى براى طرف خواهد شد ، و بالملازمه توقّع استمالت و حقّى نسبت به خود دارد كه انجام آن استمالت براى سالك ضرر دارد . و يا لا أقلّ مستلزم منّتى است كه از طرفى زير بار منّت رفتن براى سالك صحيح نيست ، و از طرف ديگر خود را جمع كردن ، و نسبت بخلق خدا بى اعتنا بودن و تقاضاى آنانرا ردّ كردن نيز براى سلوك ضرر دارد . علّامه : قبول هديّه و تحفه فى حدّ نفسه ، اگر مستلزم عواقب غير مشروع و ذلّت نباشد لازم است ؛ و ردّ هديّه كار پسنديده نيست . ظاهراً روايتى هم از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است كه : لَا يَرُدُّ الْإِحْسَانَ إلَّا الْحِمَارُ . « 1 » و ديگر آنكه احسان را ردّ نمىكند مگر سنگ سخت ، و يا مگر يك شخص ناجور و ناهموار . بلى ، اگر در بعضى از اوقات هم يك مقاصد اخلاقى منفىّ بدنبال داشته باشد ، مثل ذلّت و منّت و أمثال ذلك بحسب ظاهر قبول آن مطلوب نيست . و سالك راه خدا بايد ملاحظهء اين جهات را نيز داشته باشد . و بطور كلّى بايد گفت كه : قبول هديّه و تحفه لازم است ، وَ لَا يَرُدُّ الْإِحْسَانَ إلَّا الْحِمَارُ ؛ اين حكم كلّى ، فى الجمله مسجّل است . امّا وقتى كه مستلزم ذلّت و يا منّت و يا جنبه‌هاى غير صحيح ديگر بود ، در اين موارد حالات اخلاقى مانع از پذيرش آنست . زيرا نفس همان قبول ذلّت و منّت ، سدّ طريق براى سالك مىكند
هامش
( 1 ) « ردّ احسانِ كسى را نمىكند مگر درازگوش . »