تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
« كاش خداوند مرا مثل آخوند ، صوفى قرار بدهد . » ديگر با اين جملهء شربيانى كار تمام شد ؛ و دسيسه‌هاى آنان همه بر باد رفت . « 1 »

در احوال مرحوم آقا سيّد أحمد كربلائى طهرانى رضوان الله عليه

استاد ما مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى مىفرمودند : استاد ما مرحوم حاج سيّد أحمد كربلائى رحمة الله عليه مىفرمود : ما پيوسته در خدمت مرحوم آية الحقّ آخوند ملّا حسينقلى همدانىّ رضوان الله عليه بوديم ، و آخوند صد در صد براى ما بود ؛ ولى همين كه آقا حاج شيخ محمّد بهارى با آخوند روابط آشنائى و ارادت را پيدا نمود و دائماً در خدمت او رفت و آمد داشت ، آخوند را از ما دزديد . مرحوم قاضى مىفرمود : مرحوم آقا سيّد أحمد كربلائى مىگفت : در سفرى بيك درويش روشن ضمير برخورد كردم ، او به من گفت : من مأموريّت دارم شما را از دو چيز مطّلع كنم : اوّل كيميا ، دوّم آنكه من فردا مىميرم ؛ شما مرا تجهيز نموده و دفن نمائيد ! مرحوم آقا سيّد أحمد در جواب فرموده بود : امّا من به كيميا نيازى ندارم ؛ و امّا تجهيزات شما را حاضرم . فردا آن درويش فوت مىكند ، و مرحوم آقا سيّد أحمد متكفّل تجهيزات و كفن و دفن او مىشوند . مرحوم قاضى ساليان دراز ، ادراك صحبت و ملازمت مرحوم خُلد مقام
هامش
( 1 ) شرح احوال مرحوم آخوند ملّا حسينقلى همدانى را مرحوم علّامه آية الله حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى در جلد دوّم « نقبآء البشر » از « أعلام الشّيعة » از ص 674 تا ص 678 آورده‌اند ؛ و دربارهء ايشان چنين مىفرمايد : و هُوَ فى خُصوصِ هَذا العِلمِ ( يعنى علم اخلاق ) أمرٌ عَظيمٌ لا يحدُّه وَصفٌ ؛ فَقد مَضَت حُقبةٌ طَويلةٌ لَم يجدْ خِلالها الزّمنُ بِمن ماثلَهُ فى علمِ الاخلاقِ و تهذيبِ النُّفوسِ ؛ وَ قد خُتمَ به هَذا الفنُّ فَلم ينبَغِ بعدهُ مَن يكونُ لهُ ما كانَ لِلمُترجَم لَهُ بِحيثُ يُعدُّ نَظيرًا له . - تا آخر آنچه بيان مىكند .