تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
اى مُوحِّدين توحيد افعالى ! بعداً چون تحقيق به عمل آمد معلوم شد كه اين مدرسه متّصل است بمدرسهء ديگر ، بطوريكه اطاق‌هاى اين مدرسه تقريباً متّصل و جفت اطاقهاى آن مدرسه بود ، و بين اطاق اين مدرسه و آن مدرسه فقط يك ديوارى در بين فاصله بود . قرينهء اطاقى كه ما در آن نشسته بوديم ، در آن مدرسه ، سقف بخاريش ريخته بود و خراب شده بود . و چون اطاق اين مدرسه از راه بخارى به بخارى اطاق آن مدرسه راه داشت لذا اين سر و صدا پيدا شد ، و اين گرد و غبار از محلّ بخارى وارد اطاق شد . بله ، اينجور بود ، يك امتحانى داديم * * *

در توحيد أفعالى حضرت حقّ متعال

تلميذ : اگر كسى بعنوان هديّه براى انسان تحفه‌اى بياورد ، و هديّه‌اى بدهد ، بعضى مىگويند : بر اساس مسألهء توحيد افعالى انسان بايد قبول كند ، چون دهنده خداست ؛ و ردّ احسان و هديّه‌اى از خدا شايسته نيست . و ديگر در اينجا مقام عزّت نفس و حفظ آبرو و غيرها مطرح نيست ؛ شخص سالك بايد در اين مقامات عزّت نفس و آبروى خود را در مقابل اين احسان ناديده بگيرد ، و با قبول آن بعنوان قبول از طرف خدا ، راهى را بسوى توحيد افعالى براى خود باز كند . و بعضى عنوان عزّت نفس را عنوان مىكنند ، و از هر كس هر چيز را قبول نمىكنند و بعضى از ملاحظات ديگرى هم دارند . انسان سالك بسوى راه خدا براى وصول به مقصد توحيد در اينحال چكار كند ؟ آيا مقام عزّت نفس مقدّم است ، يا معاملهء توحيد افعالى حضرت حقّ ؟ و چه بسا شخص هديّه دهنده ، اين هديّه‌اش توأم با عنوان مُساعدت و