لقاء خدا ! چه خبرها هست ، و بواسطهء حجاب كثرات چه سرمايهها را از دست داده است ! و سپس از حقيقت تهى گشته و پيوسته بدنبال جمع مجاز مىرود ؛ از وحدت روى گردانيده و ميل به كثرات مىكند .
تا سرحدّيكه بميرد و وارد قبر شود و طومار حيات و زندگى درنورديده گردد ، اين حسّ زياده طلبى و زياده بينى و زياده دانى ، در انسان هست .
علّامه : آرى اين آيه اطلاق دارد ؛ و هر گونه از كثرت طلبى ، انسان را از مقام وحدت طلبى و خداجوئى باز مىدارد . اين تفسير بهتر است از آن تفسير اوّل ؛ آن تفسير زياد مورد پسند نيست .
و امّا راجع به مباحثى كه در مكاتبات و مراسلاتى كه در قضيّهء تشكيك در وجود و وحدت در وجود ، بين دو عالم بزرگوار آقاى سيّد أحمد كربلائى و آقاى حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى رضوانُ الله عَليهما صورت گرفت ، و بالاخره مرحوم حاج شيخ قانع به مطالب عرفانيّهء توحيديّهء مرحوم سيّد نشدند ؛ يكى از شاگردان مرحوم قاضى بنام آقا سيّد حسن كشميرىّ كه از هم دوره گان آقاى حاج شيخ على محمّد بروجردىّ و آقا سيّد حسن مَسقطىّ و آن رديف از تلامذهء مرحوم قاضى بودند ، بناى مكالمه و مباحثه را با مرحوم حاج شيخ محمّد حسين باز كرد ، و آنقدر بحث را بر اساس استدلالات و براهين مرحوم آقا سيّد أحمد تعقيب كرد كه حاج شيخ را ملزم بقبول نمود .
در ايّامى كه در نجف اشرف نزد استاد خود مرحوم قاضى رضوانُ الله عَليه كسب فيض مىنموديم ، روزى در حال خَلْسه به خدمت حضرت علىّ بن جعفر رضوانُ الله عَليه رسيدم ؛ بدينطور كه گويا به من نزديك مىشد ، تا بحدّيكه من هواى مُلاصِق بدن او را ادراك كردم و صداى نفس او را مىشنيدم .
آنحضرت به من فرمود : قضيّهء وحدت ، جزء اصول مسلّمه و اوّليّهء ما اهل بيت است .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢١