تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
به جهت وجود صورت مىگيرد ، لذا وجود واجب داراى تعيّن و حدّ مىگردد . و البتّه معلومست كه مراتب عالى هر چه بالاتر برويم ، بيشتر و بهتر واجد كمالات درجات و مراتب مادون از وجود هستند ؛ ولى اين واجديّت كمال موجب عينيّت با سائر مراتب ، و بالاخره موجب تشخّص در وجود نمىگردد . و همين مقدار از تمييز و جدائى ، موجب تحديد و تعيّن است و بالنّتيجه درجهء اعلا را از صرافت خارج مىسازد ، و به حضرت حقّ لباس عدد مىپوشاند جلّ و عَلا . در حالى كه اثبات شده است كه وجودش بالصّرافه است ، و سعه و احاطهء وجودى او تمام وجودها را مضمحلّ و مندكّ و فانى نموده است . و در دعا نيز وارد شده و روايت هم دلالت دارد كه وَاحِدٌ لَا بِعَدَدٍ ؛ قَآئِمٌ لَا بِعَمَدٍ

در بيان مطلب تشكيك وجود و مطلب وحدت عرفاء بالله

علّامه : در قضيّهء تشكيك در وجود ، درجهء اعلاى از وجود كه قوّةً و شدّةً و كثرةً و به انحاء جهات ، از جميع مراتب برتريّت دارد و در ناحيهء علّت قرار گرفته و بقيّهء موجودات معاليل او هستند ، منافات با صرافت در وجود ندارد ، بلكه همان معنى صرافت را حائز است . به جهت آنكه اين سلسلهء مُشَكّكهء از وجود ، بنا بفرض ، از ضعف رو بكمال مىروند ، و هر درجه مادون ، معلول ما فوق خود ، و هر درجهء ما فوق ، علّت درجهء مادون خود مىباشد ؛ و چون به اثبات رسيده است كه معلول با تمام وجوده - بدون جهات نقصانى خود از حدود عدميّه و ماهويّه - در علّت حاضر است ، و علّت علم حضورى به معلول خود دارد ، بنابراين ، واجب الوجود كه غاية الغايات و مبدأ المبادى است علّت فاعلى و علّت غائى تمام مراتب از سلسلهء وجود مىباشد ، و در اين صورت واجد جميع كمالات و انّيّات و تحقّقات مراتب مادون خود است ، و بنابراين ، چيزى از كمال در هيچ يك از مراتب يافت نمىشود مگر آنكه در ذات واجب الوجود بالفعل موجود است ؛ و