تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
صرافتِ وجود با وجود غير - كه وجود ممكنات باشد - لازم نمىآيد . و آيهء مباركهء :
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا
، « 1 » و آيهء مباركهء :
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
« 2 » معنى خود را روشن بدست مىآورند . زيرا در صورت فرض وحدت عرفاء ، معيّت حقّ با همهء موجودات ، معيّت حقيقيّه مانند معيّت شاخص و ظلّ ، و معيّت قائم و ما يقوم به خواهد بود و ابداً مستلزم وحدت عدديّهء ذات حقّ نخواهد شد . زيرا ذات حقّ كه وحدتش بالصّرافه است نه وحدت عدديّه ، با همهء موجودات معيّت پيدا مىكند و با هر سه نفر ، و چهار نفر ، و پنج نفر و بيشتر و كمتر هست ؛ بدون آنكه بر عدد آنها يك واحد اضافه گردد . و امّا در صورت تثليث حتماً حقّ را واحد عددى گرفته‌اند ؛ و بنابر تغاير وجودى اسماء و صفات با ذات حقّ بنحو تغاير عِلّى و مَعلولى ، بالاخره نيز پاى تغاير عددى پيش مىآيد . و اگر بخواهيم هيچگونه وحدت عدديّه براى ذات حقّ قائل نباشيم ، بايد وحدت او را بالصّرافه بگيريم و در اين صورت ديگر غيرى ، و لو بنحو وجود معلولى متصوّر نخواهد بود ، بلكه همهء موجودات طُرّاً مظاهر و اسماء او هستند
هامش
( 1 ) قسمتى از آيهء 7 ، از سورهء 58 : المجادلة : « هيچگونه در خفا ، نهان گفتنى بين سه نفر نيست مگر آنكه او چهارمى آنانست ، و نه بين پنج نفرى مگر آنكه او ششمى آنهاست ، و نه از اين عدد پائين‌تر و نه بيشتر مگر آنكه او با آنهاست هر جا كه بوده باشند » . ( 2 ) ذيل آيهء 4 ، از سورهء 57 : الحديد : « و او با شماست هر جا كه بوده باشيد ؛ و خداوند به آنچه بجا مىآوريد بصير است . » و آياتى ديگر نيز در قرآن كريم هست كه دلالت بر معيّت ذات حقّ دارند مانند آيهء 12 ، از سورهء مائده :وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ، و آيهء 35 ، از سورهء 47 : محمّد :فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ؛ ليكن ممكنست گفته شود كه صراحت در معيّت واقعيّه ندارد .