تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
) تلميذ : دربارهء فاعل فعل
عَبَسَ وَ تَوَلَّى * أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
در بعضى از تفاسير سُنّىها وارد است كه مراد ، رسول الله است ؛ و خطابِ
وَ ما * يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
« 1 » راجع به آنحضرت بوده ؛ و چون بعنوان مؤاخذه است ، معلوم مىشود كه آن گرفتگى چهره و روى گردانيدن از آنحضرت صادر شده است . علّامه : چنين نيست ؛ زيرا : اوّلًا : نظير اين گونه خطاب‌ها در قرآن كريم بسيار است كه عنوان مؤاخذه و خطاب متوجّه به رسول الله است در حالى كه مسلّماً فاعل آن فعلِ مورد مؤاخذه ، آنحضرت نبوده‌اند .
هامش
( 1 ) « روى خود را ترش نموده و درهم پيچيد و اعراض كرد ؛ چون آن مرد نابينا بسوى او آمد . و تو چه مىدانى شايد او تزكيه نموده و داراى نفس پاك و صفات نيكو باشد ، يا به ياد خدا آيد و اين ياد خدا و ذكر خدا براى او نافع گردد . امّا آن كسى كه بواسطهء ثروت و غرور و اعتبار و جاه خود را مستغنى مىبيند تو به او توجّه مىكنى ؛ در صورتى كه اگر ايمان نياورد و پارسا نگردد و تزكيه نفس ننمايد ، تو مورد مؤاخذه قرار نخواهى گرفت . امّا آن كسى كه بسوى تو مىشتابد و مرد با تقوى و خدا ترس مىباشد ، تو از توجّه به او خوددارى مىكنى و به غير او مىپردازى ! »