علّامهء طباطبائى هم استاد در عقل بود و هم در قلب و هم در شرع
استاد ما علّامهء طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه در هر سه موضوع در درجهء كمال ، بلكه در ميان اقران حائز درجهء اوّل بودند :
امّا از جهت كمال قوّهء عقليّه و حكمت نظريّه ، متّفقٌ عليه بين دوست و دشمن ؛ و همانطور كه گفته شد در جهان اسلام بى نظير بودند .
و امّا از جهت كمال قوّهء عمليّه و حكمت عمليّه ، و سير باطنى در مدارج و معارج عوالم غيب و ملكوت و وصول به درجات مقرّبين و صدّيقين ؛ دو لب بسته و خاموش ايشان كه كتمان سرّ را از أعظم فرائض مىدانستند بما اجازه نمىدهد كه حتّى بعد از زمان حيات ايشان بيش از اين در اين مرحله كشف پرده كنيم .
الّا آنكه - همانطور كه ذكر شد - اجمالًا مىگوئيم : علّامه در دنيا غائب بود ؛ غائب آمد و غائب رفت .
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا .
« 1 »
هامش
( 1 ) آيهء 15 ، از سورهء 19 : مريم ؛ راجع به حضرت يحيى است كه : « و سلام بر او باد در روزيكه از مادر متولّد شد و در روزيكه مىميرد و در روزيكه زنده مبعوث مىگردد . »