فكرى و اطّلاع بر علوم رياضى و هيئت كم نظير است ، و در اخلاق مقام والائى را دارد . و بسيار جاى تعجّب است كه اين مرد هنوز شناخته نشده و با اين كمالات و مقامات عديده در غيبت مانده است ؛ و اخيراً بعضى از مصنّفات او را بطبع رسانيده و بناست كه بقيّهء آثار جليلهء او را نيز بطبع برسانند .
و امّا فيض كه أشهر من الشّمس است ؛ و كتاب « مَحَجّة البيضآء » او كه در احياءِ « إحيآء العُلوم » نوشته است از زمرهء نفيسترين كتب شيعه است ؛ رضوانُاللهِ عَليهم أجمعين .
اخلاقيّات علّامه ناشى از تراوش وصول به حقائق ملكوتى بود
بارى ، فرق روشن علّامهء طباطبائى با سائرين اين بود كه اخلاقيّات ايشان ناشى از تراوش باطن ، و بصيرت ضمير ، و نشستن حقيقت سير و سلوك در كُمون دل و ذهن ، و متمايز شدن عالم حقيقت و واقعيّت از عالم مجاز و اعتبار ، و وصول به حقائق عوالم ملكوتى بود ؛ و در واقع تنازل مقام معنوى ايشان در عالم صورت و عالم طبع و بدن بوده است ؛ و معاشرت و رفت و آمد و تنظيم سائر امور خود را بر آن اصل نمودهاند .
ولى مسلك اخلاقى غير ايشان ناشى از تصحيح ظاهر و مراعات امور شرعيّه و مراقبات بدنيّه بود ، كه بدينوسيله مىخواهند دريچهاى از باطن روشن شود ؛ و راهى بسوى قرب حضرت احديّت پيدا گردد . رحِم اللهُ الماضينَ منهم أجمعين .
قريحه و ذوق شعرى علّامهء طباطبائى
علّامهء استاد داراى روحى لطيف ، و ذوقى عالى ، و لطافتى خاصّ بودند . « 1 » در أشعار عرب به شعرهاى ابن فارض بخصوص به « نظمُ السُّلوك » آن
هامش
( 1 ) جناب حجّة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد على آية الله زادهء ميلانى نقل كردند داستانى