سورهء علق و سورهء المدّثّر و سورهء المزّمّل نازل شده ؛ و در ابتداى بعثت رسول الله بوده است .
و خداوند در اين سوره به آيهء
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
( 1 ) ( و بدرستى كه حقّا تو از اخلاق عظيمى برخوردار هستى ) آن حضرت را مىستايد ؛ و به جهانيان معرّفى مىكند .
اين اخلاق آن حضرت در ابتداى بعثت بوده است ؛ چگونه متصوّر است كه پس از بعثت و گذشتن زمانى كه بحسب طبيعت و عادت بايد اخلاق عالىتر گردد ؛ از آن حضرت چنين عملى سرزند ؟ و به مجرّد ديدن شخص نابيناى مؤمن و متّقى كه ابن امّ مكتوم بوده است ، حضرت به ملاحظهء تمايل سران قريش باسلام ، و جلب قلوب مترفين و مستكبرين از عرب ، روى ترش نموده و چهرهء خود را متغيّر سازند ؛ و روى خود را بگردانند .
ما چنين اخلاقى را نه تنها در پيامبر اسلام ، بلكه در ساير أنبياء و اولياى خدا ، و بلكه در ساير طبقات مؤمنين متّقى و متعهّد و مراقب سراغ نداريم .
و من چنين مىدانم كه فاعل عبس و تولّى عثمان بن عفّان بوده است كه در اثر آمدن ابن امّ مكتوم نابينا به نزد رسول الله متغيّر شد و چهره گردانيد ؛ و روايات هم شاهد اين معنى است ؛ چه در آنها وارد است كه كان رجلا من بنى اميّة ؛ تمام شد كلام علّامه تلميذ : در كتاب صلاة جواهر در باب استحباب قراءة السورة بعد الحمد فى النّوافل فرمايد : روى الكلينى بسنده إلى سعد الإسكاف أنّه قال قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله :
أعطيت السّور الطّوال مكان التّوراة ، و السّنن مكان الإنجيل ، و المثانى مكان الزّبور ؛ و فضّلت بالمفصّل ثمان و ستّين سورة ؛ و هو مهيمن على سائر الكتب .
( به من سورههاى بزرگ بجاى كتاب تورات داده شده است ؛ و سورههاى سنن بجاى انجيل ؛ و مثانى بجاى زبور ؛ و من تفضيل داده شدم بر آنها به سورههاى مفصّل كه شصت و هشت سوره است )
[ مراد از سورههاى طوال و مئين و مفصّل در قرآن كريم ]
مراد در اين روايت از سورههاى طوال ، و سنن ، و مثانى و مفصّل چيست ؟
علّامه : مراد از سور طوال هفت سوره بزرگ از اوّل قرآن بوده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را طوال ناميد ؛ و عبارتند از بقرة ، آل عمران ، نساء ، مائدة ، أنعام ، أعراف ، و يونس و ليكن عثمان در وقت جمعآورى قرآن سوره أنفال و توبه را بر