سورهء يونس مقدّم داشت ؛ چون عثمان سورهء توبه را كه بسم الله الرحمن الرحيم ندارد سورهء مستقل نمىداند و آن را از متمّمات سورهء انفال مىداند ؛ و بنابراين اين دو سوره كه در نزد او يك سوره بودند ، از سورههاى طوال محسوب مىشده است .
ولى چون به عثمان اعتراض كردند كه رسول الله سورهء يونس را بعد از سورهء اعراف قرار دادند ؛ و او را جزء طوال شمردهاند ، عثمان جوابى نداشت كه بگويد ؛ و گفت : من از اين قرار داد رسول خدا مطّلع نبودم .
[ مراد از متشابه و مثانى در قرآن كريم ]
و أمّا سنن كه در اين روايت آمده من جائى نديدهام ؛ و آنچه در بعضى از روايات آمده است مئين است يعنى سورههائى كه در حدود صد آيه هستند ؛ و شايد هم سنن در اين روايت همان مئين بوده و بهوسيله كتابت تحريف « 1 » شده است .
و مشهور آنست كه قرآن را به سه قسمت تقسيم مىكنند سور طوال سور مئين سور مفصّلات غاية الامر از سورهء نبأ ( عمّ يتساءلون ) تا آخر قرآن را هم سور قصار مىگويند .
و أمّا مثانى من به ياد ندارم كه بر بعضى از سور قرآن اطلاق شده باشد ؛ زيرا ثنى يثنى يعنى خم شدن و برگشتن ؛ و چون بسيارى از آيات قرآن ناظر بر بعضى از آيات ديگر است ، گويا مثل اينكه اين آيات دو مرتبه ذكر شده است : يكى معناى خود آيه ؛ و يكى نظرى كه به آيه ديگر دارد ؛ و آن آيهء قبل نيز دو مرتبه ذكر شده است : يكى خود آيهء ؛ و يكى اين آيهء ديگر كه راجع به آنست ؛ و معناى آن را در خود بازگو مىكند .
و چون تمام آيات قرآن ناظر بر يكديگر است ؛ و هر آيهاى ، معناى آيهء ديگرى را متضمّن است ؛ بنابراين تمام قرآن را مىتوان مثانى « 2 » گفت .
چنانچه در آيهء 22 از سورهء 39 زمر وارد است كه :
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ ، وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ .
هامش
( 1 ) عبارت سنن در جواهر طبع حاج موسى ملفّق آمده است ؛ ولى در طبع حروفى نجف همان لفظ مئين را ثبت كردهاند ؛ و چون باصل آن در كافى مراجعه شد : كافى طبع حروفى ج 2 اصول ص 601 آنجا نيز مئين ضبط شده است
( 2 ) در تعليقهء ص 601 از ج 2 اصول كافى طبع حروفى از وافى نقل كرده است كه : سور طول بر وزن صرد هفت سوره اوّل قرآن بعد از فاتحه است بنابراينكه انفال و توبه را سورهء واحده بگيريم ( به جهت آنكه هر دو درباره غزوات حضرت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وارد شده است و به همين جهت آن دو را قرينتين مىگويند و بين آن