و علّت اينكه خداوند حكم را براى مؤمنين و افراد مردم مىآورد و در ظاهر خطاب را متوجّه رسول الله مىكند نيز روشن است ؛ چون آن حضرت مأمور تبليغ جميع امّت بودهاند و از دريچهء نفس آن حضرت مردم مورد تكليف قرار مىگرفتهاند فلذا تحمّل اين خطابها و تكليفها بر رسول الله است .
و اين معنى در عرف و محاورات اهل لسان و در بلاغت و فصاحت ادبيّات شايع و ذايع است كه سلطان در نحوهء خطابها در بسيارى از موارد ، وزير را مورد خطاب قرار مىدهد ؛ درحالىكه جميع انحاء تكاليف مورد خطاب متعلّق به رعيّت است .
در آيهء 44 از سوره 16 نمل داريم :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
( و ما ذكر و قرآن را بسوى تو فروفرستاديم تا اينكه براى مردم روشن و آشكارىسازى آنچه را بسوى ايشان فرودآمده است ؛ و اميد است كه ايشان تفكّر كنند ! ) در اين آيه به خوبى معلوم است كه احكام و تكاليف حقّا بسوى خود مردم نازل مىشود ؛ و رسول الله دريچه و واسطه براى القاء اين احكام و خطابها به مردم هستند .
و امّا آنكسىكه بآيات خدا كفر مىورزيده و استهزاء مىنموده است و ليد بن مغيرة مىباشد كه خداوند داستان او را در سورهء المدّثر بيان مىفرمايد :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ سَأُصْلِيهِ سَقَرَ وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
( آيات 11 تا 30 از سورهء 74 المدّثّر ) ( واگذار مرا با آنكه من او را تنها خلق كردم ؛ و براى او مال فراوان و گستردهاى قرار دادم ؛ و فرزندانى كه همه حاضر و پشت و پناه او شمرده مىشدند ؛ و از هر جهت اسباب و وسائل بزرگى را براى او آماده كردم .
و بااينحال او طمع زيادتى داشت ؛ نه ؛ چنين نيست ! كه ديگر زياد كنم ؛ چون او بآيات ما دشمن بود ؛ من او را بشدّت مىگيرم و از عقبات و كريوههاى صعب العبور بالا مىبرم !