( خداوند قرآن را كه بهترين حديث و گفتار است به صورت كتابى فروفرستاد كه آياتش هريك با ديگرى مشابهت دارد ؛ و آيات مكرّره دارد كه بواسطهء آن پوست بر بدن كسانى كه از خدا ترس و خشيت دارند به لرزه در ميايد ؛ و پس از آن پوستهاى بدن و دلهاى آنان بذكر خدا آرام مىگيرد و نرم و ملايم مىگردد .
اينست همان هدايت خدا كه هركس را كه بخواهد به آن رهبرى مىكند ؛ و كسى را كه گمراه كند ديگر از براى او هيچ رهبرى نخواهد بود ) .
در اين آيهء مباركه به تمام كتاب منزّل و أحسن الحديث كه قرآنست مثانى اطلاق شده است .
و امّا متشابه كه در اين آيهء ذكر شده است به معناى يشبه بعضه بعضا يعنى تمام اين كتاب از يك سنخ بوده ؛ و تمام آن باتمام آن شباهت دارد .
و اين معنى غير از متشابهى است كه در قبال محكم آمده است در آيهء مباركه وارده در سوره 3 آل عمران :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ .
( اوست آنكسىكه بسوى تو كتاب را فروفرستاد بعضى از آن آيات محكم هستند كه آنها اساس قرآن مىباشند و بعضى ديگر متشابه مىباشند ) زيرا محكم آنست كه معنايش واضح و روشن است ؛ و متشابه آنست كه چنين نيست و احتياج به تأويل و تفسير دارد .
تلميذ : حروفات مقطّعه كه در اوائل بعضى از سورهها آمده است مانند الم و حم و غيرها آيا تا به حال معناى واقعىّ آن معلوم شده است ؛ بهطورىكه بطور اطمينان انسان بتواند
هامش
دو نيز بسم الله الرحمن الرحيم نيامده است يا آنكه سورهء هفتم را سوره يونس بگيريم ؛ و مثانى هفت سوره بعد از اين هفت سوره است و آنها را مثانى گويند چون مثنى و مثانى مانند معنى و معانى به معناى دنبال و پشت سر در آمدن است و گاهى اوقات مثانى بر جميع سورههاى قرآن چه طوال آن و چه قصار آن اطلاق مىشود و امّا مئين از سوره بنى اسرائيل است تا هفت سوره و آنها را مئين گويند به جهت آنكه آيات هريك از آنها در حدود صد آيهء است اينطور در بعضى از تفاسير آمده است تمام شد كلام وافى و ليكن معنائى را كه وافى براى مثانى نموده است تمام نيست چون ثنى يثنى همانطوركه در لغت آمده و علّامه فرمودند به معناى عطف توجّه و عطف چيزى بر چيزى مانند خم كردن و كج كردن است نه مطلق عقب در آمدن .