مؤاخذه است معلوم مىشود كه آن گرفتگى چهره و روى گردانيدن از آن حضرت صادر شده است .
علّامه : چنين نيست ؛ زيرا :
أوّلا نظير اين گونه خطابها در قرآن كريم بسيار است كه عنوان مؤاخذه و خطاب متوجّه به رسول الله است درحالىكه مسلّما فاعل آن فعل مورد مؤاخذه ، آن حضرت نبودهاند .
مانند آيه 67 از سورهء أنعام :
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
( و چون به بينى كسانى را كه در آيات ما خوض مىكنند و به بحث و انتقاد و استهزاء مىپردازند ؛ از آنها اعراض كن و با آنها ، همنشين مشو ؛ به جهت آنكه از اين بحث و انتقاد دست بدارند و در مطلب ديگرى خوض كنند و به بحث و انتقاد اشتغال يابند ؛ و اگر شيطان تو را به فراموشى انداخت و با آنان همنشين شدى و به بحث و گفتگو پرداختند ؛ بمجرّد آنكه متنبّه شدى و متذكّر گرديدى ؛ ديگر بعد از اين تذكّر با گروه ستمپيشگان منشين ) .
زيرا اگر اين آيهء را با آيه 139 از سورهء نساء :
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً .
( و بدرستى كه حقّا در كتاب خدا براى شما چنين حكمى فرودآمد كه اگر شنيديد كه جماعتى نشستهاند و بآيات الهيّه كفران مىشود و مورد استهزاء و مسخره قرار مىگيرد ؛ پس با آنان منشينيد ؛ تا آنكه در مطلب ديگرى خوض و گفتگو كنند ! و بدرستى كه حقّا خداوند تمام منافقان و كافران را در جهنّم گرد مىآورد ) تطبيق و مقايسه كنيم به خوبى روشن است كه آيهء دوّم ناظر به آيهء اوّل است و در آن صريحا بيان دارد كه سابقا در كتاب خدا چنين حكمى نازل شده است .
و چون در آيهء دوّم خطاب به مؤمنين است معلوم مىشود كه در آيهء اوّل هم كه آيهء دوم نزولش را بيان مىكند و دلالت بر نزول چنين حكمى دارد ، خطاب به مؤمنين است ، گرچه در ظاهر لحن سخن ، خطاب را برسول اكرم متوجّه ساخته و با صيغهء مخاطب مفرد بيان كرده است .