آتش نزدند بلكه در ديگ آبجوش ريختند و پختند ؛ تا حروف و كلمات كه روى استخوانها و لوحها و كاغذها نوشته شده بود محو گشت .
[ مصحف امير المؤمنين سلام الله عليه و بار كردن بر شتر و آوردن به مسجد ]
در يكى از تواريخ گويا تاريخ يعقوبى باشد ( درست الآن به خاطرم نيست ) وارد است كه چون امير المؤمنين سلام الله عليه بعد از رحلت رسول اكرم بيرون نيامدند از منزل ، چند نفر از وجوه صحابه به خدمت آن حضرت رسيده و استفسار كردند كه چرا بيرون تشريف نمىآوريد ؟ چرا به مسجد نمىآئيد ؟ و به جماعت مسلمين ملحق نمىشويد ؟
حضرت فرمود : من قسم خوردهام كه عبا را بر دوش نگذارم مگر آنكه تنظيم قرآن را تمام كنم و تفسير و تأويل آن را منظّم و مرتّب سازم ! من بحسب قسم خود در اينجا محبوس هستم ! شش ماه طول كشيد ؛ و سپس حضرت قرآن را منظّم و مرتب فرمود ، بر ترتيب نزول قرآن ، قرآن را منظّم و مرتّب ساخت ؛ بدين قسم كه اوّل سورهء اقرأ باسم ربّك الّذى خلق را در اوّل قرار دادند ؛ و آخرين سورهاى كه برسول الله نازل شده بود مثل سورهء مائده را در آخر قرآن قرار دادند و طبعا سورهء بقره نيز كه از سور مدنى است در آخر قرار مىگرفت .
از مزايا و خصائص اين مصحف علاوه بر ترتيب سور و آيات بر ترتيب نزول ، اين بود كه شأن نزول آيات و سورهها منظور شده بود ؛ بنابراين هريك از آيات و يا سورى كه به وقت معيّن نازل شده و جهت نزول آن مشخّص گرديده بود ؛ و از سورههائى كه قبلا نازل شده ؛ و يا بعدا نازل شده امتياز پيدا كرده و اين سورهها بين اوّل و آخر قرآن يعنى در وسط قرار مىگرفت .
بارى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مصحف را بدين صورت و بدين كيفيّت منظّم فرموده ؛ و حتّى بعضى از جهات تفسيريّه و تأويليّه را مشخّص كردند ؛ و پس از شش ماه اتمام نموده و مهيّا فرمودند ؛ و بر شترى بار كرده دم در مسجد درحالىكه در مسجد از صحابه بودند آوردند و فرمودند : اينست قرآن شما ، من جمعآورى كرده و آوردهام ! آنها چيزى نگفتند ؛ و حضرت شتر را به منزل برگردانده ؛ و ديگر از آن قرآن خبرى نشد .
اينست محصّل آنچه در روايات عامّه آمده است ؛ و امّا آنچه در روايات خاصّه وارد شده است ، اينست كه : چون حضرت قرآن را بار شتر كردند و به مسجد آوردند ؛ و فرمودند اينست قرآن شما ! به حضرت عرض كردند : ما را به قرآن شما احتياجى نيست ؛ و