تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
مىكند ؛ شاگرد ديگر از خود عاصم بطور ديگر ؛ و از امثال ابىّ و عبد الله بن مسعود نيز همين حرفها هست . تلميذ : ممكن نيست كه بگوئيم همان‌طوركه نحوييّن مثل سيبويه و كسائى و غيرهما روى قواعدى كه در دستشان است اختلاف دارند يكى شعر عربىّ را بقسمى مىخواند ؛ و ديگرى به قسم ديگر ؛ در اعراب اختلاف دارند همين‌طور ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت و ساير از قرّاء هم عرب بوده‌اند ؛ اهل لسان بوده‌اند از حقيقت علم نحو و ادبيّت و عربيّت مطّلع بوده‌اند ؛ و روى زبان مادرى و قواعدى كه در دستشان بود اين‌طور مىخوانده‌اند ؛ و چنين بگوئيم كه اختلاف قرائت مستند به اختلاف و اجتهاد نظر خودشان است ؟ علّامه : نه اين‌طور نيست ؛ ظاهر اختلافشان از نقطهء نظر روايت است ؛ يعنى استناد به رسول الله مىدهند ؛ مثلا در ملك يوم الدّين رواياتى داريم كه مىگويند رسول خدا هم ملك مىخوانده‌اند و هم مالك است ؛ اگر دو روايت متواتر باشد لازمه‌اش اينست . قارى ملك بيشتر از مالك است ؛ از هفت نفر قارى چهارتايشان ملك خوانده‌اند و مابقى آنها مالك خوانده‌اند ؛ اعتبار هم با ملك مساعدتر است ؛ به جهت آنكه يوم را معمولا به مالك نسبت نمىدهند به ملك مىدهند مىگويند : شاه فلان يوم نه مالك فلان يوم . مرحوم قاضى ره در نماز هم ملك مىخوانده‌اند ؛ و در تفسير كشّاف وجوهى ذكر مىكند كه ملك اشمل و اعم و انسب است . تلميذ : قرّاء سبعة و قرائات متواتره و قرائات شاذّه چيست ؟ علّامه : قرّائى كه قرائتشان را متواترا برسول الله مىرسانند هفت نفرند و لذا آنها را قرّاء سبعة گويند ؛ اين قرائات سبعة را متواتر ميدانند ، مثل عاصم كه با دو واسطه از امير المؤمنين از رسول خدا روايت مىكند ؛ مثلا ديگرى از ابىّ و آن يكى از ابن مسعود روايت مىكند ؛ و البتّه چون واسطه‌ها كم است زود برسول الله مىرسد . امّا قرائات شاذّه قرائت‌هائيست كه اساتيد از قرّاء اخذ كرده و براى خودشان قرائت قرار داده‌اند . قرائات شاذّه زياد است ؛ و از ميان آنها سه قرائت معروف است كه با آن هفت قرائت متواتره مىشود ده قرائت ؛ اين ده قرائت معروفند ؛ ولى غير از اين سه قرائت شاذّه ،