آيات قرآن استدلال و استشهاد كردهاند ؛ و قائل به حجيّت آن شدهاند ؛ و اين مسئله هيچ جاى شبهه و ترديد نيست .
در زمان ابو بكر كه جنگ يمامه اتفاق افتاد و از قرّاء قرآن در آن جنگ هفتاد نفر و يا چهارصد نفر كشته شدند ؛ عمر نزد ابو بكر آمد و اصرار به جمعآورى قرآن نمود و گفت : قرآن امروزه فقط در سينههاى قاريان قرآنست ؛ اگر جنگ ديگرى پيش آيد و از قرّاء در آن جنگ كشته شوند ؛ ديگر قرآن از روى زمين برداشته مىشود و حتما بايد قرّاء را جمع نموده و قرآن را تصحيف نمود ؛ يعنى در مجلّد قرار داده و در دفّتين نگهدارى كرد .
براى اين امر زيد بن ثابت را مأمور نوشتن قرآن نمودند ؛ و بيست و پنج نفر از قرّاء مهاجرين و بيست و پنج نفر از قرّاء انصار را معيّن كردند كه هركس آيهاى از قرآن با دو شاهد عادل بياورد آن آيه را بپذيرند .
بنابراين قرآن مشهود فعلىّ بدين كيفيّت در زمان ابو بكر جمعآورى و تصحيف شد ؛ ولى أئمّة عليهم السّلام بالاجماع دستور دادهاند كه قرآن را به همين كيفيّت و با همين ترتيب بخوانيم ؛ و خودشان نيز به همين ترتيب مىخواندهاند . و اصحاب آنها نيز به همين ترتيب قرائت مىنمودهاند .
و در اين قرآن جمعآورى و تصحيف شده هر آيهاى كه وارد مىشد ضبط مىشد ؛ و اگر مثلا دو بار يا سه بار وارد مىشد در دو جا و سه جا ضبط مىشد ؛ مگر سورهء فاتحة الكتاب كه باجماع مسلمين دو بار بر پيغمبر اكرم نازل شده است ولى يك جا نوشته شده است . و ظاهرا سورهء توحيد هم همينطور است ؛ يعنى دو بار نازل شده و يك جا ضبط گرديده است .
بارى همانطوركه ذكر شد قول بتحريف قرآن از درجهء اعتبار ساقط است ؛ زيرا اين قول متوقّف است بر حجّيت اخبار تحريف ؛ و حجّيت آنها متوقّف است بر حجّيت قول امام و رسول الله و بالاخره حجيّت قرآن ؛ و اخبار تحريف كه قرآن را از حجيّت سقوط مىدهد ؛ عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها مىشود ؛ يعنى از ثبوتش عدمش لازم مىآيد و بنابراين عمل به آنها مستحيل است .
بلى جاى بعضى از آيات ممكنست كه تغيير نموده باشد ؛ ولى البتّه تغيير محلّ آيات غير از مسئله تحريف است .
بحسب ظاهر - واقعش را خدا بهتر مىداند - از اول قرآن تا آخر قرآن در دو جا
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٧