تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
پارگى و شكاف ديوار و سقف ، و عدم تحقّق خرق و التيام ؛ با اينكه بزرگان از اهل معرفت مىگويند : اشكالى ندارد و واقع مىشود . علّامه در جواب فرمودند : بلى اشكال ندارد ؛ و شاهد آنكه در مجلسى براى آنكه نشان دهند كه اجانين از در بسته وارد مىشوند و اشيائى را كه بخواهند ببرند مىبرند ؛ در صندوقى را كه در آن بقچهء رخت و لباس بود مقفّل كردند و علاوه يك مرد چاق و قوىّالهيكلى هم روى صندوق نشست . در عين حال فورا ديدند بقچه‌هاى لباس در بيرون صندوق است ؛ و چون در صندوق را باز كردند ديدند صندوق خالى است ؛ و معلوم شد در آن واحد ، اجانين بقچه‌ها را بيرون آورده‌اند . و اين قضيّه چشم‌بندى نبوده است . تلميذ : بالأخره جواب حلّى داده نشد ؛ و مسئله با تمام اشكالات در موطن خود باقيست . علّامه : خرق عادت است . تلميذ : آيا بوعلى سينا در مسئلهء طىّ الارض تحقيقى نموده است ؟ و تحليلى به عمل آورده است ؟ چون ابن سينا از حكمائيست كه دنبال علل مسائل مادّى بسيار مىگردد ؛ و خوب تحقيق مىكند . علّامه : جائى نديدم كه بوعلى بحثى در طىّ الارض كرده باشد ؛ ولى بوعلىّ خارق عادات را قبول دارد ؛ و معجزات أنبياء را تصديق دارد . و در مسئلهء تخت بلقيس در آيهء 40 از سوره 27 نمل مىفرمايد :
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
« 1 » در اينجا مراد از ارتداد طرف ، چشم بر هم زدن نيست ؛ بلكه هزار مرتبه زودتر از آنست . چون معناى طرف ، پلك چشم نيست ؛ و علاوه بايد بفرمايد : « فلمّا لم يرتدّ إليه طرفه رآه مستقرا عنده » . بلكه طرف به معناى نگاه كردن با گوشهء چشم است ؛ و مراد اينست كه قبل از
هامش
( 1 ) و كسى كه در نزد او علمى از كتاب بود گفت : من تخت بلقيس را در اينجا مىآورم قبل از آنكه نگاهت برگردد ؛ و چون سليمان تخت را در نزد خود مستقر ديد گفت : اين از فضل خداى من است .