تلميذ : 2 - چه بسا ديده شده است چنانچه در روايات آمده است ؛ و شواهد تاريخى نيز حاكيست بعضى از وارستگان و واصلان ، ديگران را نيز با معيّت خود به طرف مقصود با طىّ الأرض بردهاند .
در اين صورت بايد گفت كه : نفس ملكوتى و خلّاقهء آنان ، قادر بر ايجاد اجسامى غير از خود نيز در محلّ منظور مىباشند .
علّامه : همينطور است .
تلميذ : 3 - افرادى كه طىّ الأرض آنها قدرى طول مىكشد مثلا پنج دقيقه ، يا ده دقيقه يا بيشتر مىباشد ، چگونه طىّ الأرض آنها انجام مىگيرد ؟
علّامه : چون كاملا بمقام كمال نرسيدهاند ، طىّ الأرض آنها ناقص است ؛ و براى خلاقيّت أبدان در محلّ منظور ، احتياج به صرف وقت و اعمال قوه بيشترى دارند ؛ مانند طىّ الأرض اجانين كه معمولا طول مىكشد ، و راجع به آوردن تخت بلقيس در قرآن كريم وارد است :
قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ
« 1 » و اين البتّه مستلزم زمانى است گرچه قليل باشد .
تلميذ : براى طىّ الأرض بنابراين فرضيّه ، ديگر چه نيازى بالتزام ترتيب سلسلهء علل و معلولات طبيعىّ مانند اعجاز انبياء و خوارق عادات است ؟
بلكه مىتوان گفت : با يك ارادهء الهيّهء كن ، يكون مىگردد ، بدون پيمودن ذرّات جسم با حركت جوهرىّ سريع ، سلسلهمراتب لازمه خود را ؛ و جسم اوّل در آن زمان و در آن مكان و با آن مشخّصات ، جسم ثانى مىگردد در زمان ديگر و مكان ديگر و مشخّصات ديگر ؛ و همينطور در داستان معجزات و خوارق عادات .
علّامه : بلى ، اينطور مىشود گفت .
[ در معناى حديث شريف ليهنئنّكم الإسم : و إنّ من شيعته لإبراهيم ]
تلميذ : در ج 12 ص 29 از بحار الانوار طبع حروفى از تفسير عليّ بن ابراهيم با
هامش
داده شده است در همان لحظه آن شخص بزرگ حضور يابد و آنان را با خود ببرد ؛ يا بدون حضور او بلكه بمجرّد اراده او آنان را به محل مقصود برساند .
( 1 ) آيهء 39 از سوره 27 نمل : گفت عفريتى از جنّ بسليمان كه من تخت بلقيس را در همين جلسهاى كه اينجا نشستهاى قبل از آنكه برخيزى براى تو مىآورم !