مرحوم قاضى رحمة الله عليه جواب داده بودند كه : طىّ الارض شش آيه از اول سورهء طه است .
( طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى - إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى - الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى - لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى - وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى )
« 1 » تلميذ : مراد از اين آيات چيست ؟ آيا مرحوم قاضى خواستهاند بطور رمز صحبت كنند ؛ و مثلا بگويند : طىّ الأرض با اتّصاف بصفات الهيّه حاصل مىشود ؟
علامه : نه ؛ برادر ما مردى با هوش و چيز فهم بود ؛ و طورى مطلب را بيان مىكرد ، مثل آنكه دستور العمل براى طىّ الأرض را خودش از اين آيات فهميده است .
و اين آيات بسيار عجيب است بخصوص آيهء
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
چون اين آيه تمام اسماء را در وجود مقدّس حضرت حقّ جمع مىكند ؛ و مانند جامعيّت اين آيه در قرآن كريم نداريم .
مرحوم قاضى هميشه در ايّام زيارتى از نجف اشرف بكربلا مشرّف مىشد ، هيچگاه كسى نديد كه او سوار ماشين شود و از اين سرّ احدى مطلع نشد ؛ جز يك نفر از كسبهء بازار ساعت ( بازار بزرگ ) كه به مشهد مقدّس مشرف شده بود ؛ و مرحوم قاضى را در مشهد ديده بود ؛ و از ايشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود ؛ و ايشان هم اصلاح كرده بودند ؛ آن مرد چون بنجف آمد افشا كرد كه من آقاى قاضى را در مشهد ديدم .
هامش
( 1 ) اين آيات هشت آيه است از سورهء 20 طه : اى پيغمبر - ما قرآن را بر تو فرونفرستاديم تا تو به زحمت و رنج بيفتى ! مگر براى يادآورى براى كسى كه از خدا مىترسد - قرآن پائين فرستادنى است از كسى كه زمين و آسمانهاى بالا را آفريده است - خداوند رحمن بر عرش خود قرار گرفت - از براى خداست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و آنچه در ما بين آسمان و زمين و آنچه در زير خاك است - و اگر صداى خود را در گفتار بلند كنى ، پس خدا مىداند سخن مخفىّ و پنهانتر از آن را - الله است كه هيچ معبودى جز او نيست - از براى اوست اسماء حسنى .