و بدون الف مىنويسند اينطور : الله ، درحالىكه طبق قواعد معمولى رسم الخطّ بايد اينطور نوشته شود ؛ ألّاه .
ليكن چون رسم الخطّ عربى طبق حساب ابجد است لذا ألّاه را بايد به صورت الله نوشت .
و بر همين اساس چون حروفات مشدّد در كتابت يك حرف نوشته مىشود ، يك حرف محاسبه مىشود . و بر همين قاعده نيز چون الف إلاه را حساب نمىكنند در كتابت إله بدون الف نوشته مىشود .
و علىهذا 37 خواهد بود .
و الف رحمان را نيز حساب نمىكنند ؛ چون در كتابت رحمن بدون الف نوشته مىشود .
و بنابراين 298 خواهد بود ؛ اين راجع به أبجد كبير بود .
أمّا أبجد صغير را اطلاق كنند بر عدد حروف ابجدى با طرح 9 ، 9 از آنها مثلا حرف ى عددش يك است ؛ چون از عددى در ابجد كبير كه ده مىباشد نه واحد كم شود يك مىماند ، و حرف ن عددش پنج است چون پنج نه تا از پنجاه كم شود پنج مىماند ؛ و بنابراين حرف ط و حرف ص و حرف ظ اصلا عدد ندارند .
چون از آنها اگر نه نه طرح شود هيچ نمىماند .
و أمّا أبجد وسيط را اطلاق كنند بر حروف ابجدى كبير با طرح دوازده دوازده از آن ؛ به همين طريقى كه در أبجد صغير ذكر شد .
و أمّا أبجد أكبر را اطلاق كنند بر حروف ابجدى با تضعيف ده برابر مثلا حرف ى بعدد أبجد اكبر عددش صد خواهد بود ؛ و عدد ع عددش 10000 ده هزار خواهد بود و همچنين در ساير حروف به همين منوال .
پس از بيان اين مطالب ، حال بايد دانست كه هر كلمه را بحروف ابجد ، يا به حساب مجمل محاسبه مىكنند و يا به حساب مفصّل .
مجمل آنست كه تعداد حروفات كلمه را آنچنانكه نوشته مىشود بايد حساب كرد مثلا كلمهء قدّوس چهار حرف دارد : ق ( 100 ) د ( 4 ) و ( 6 ) س ( 60 ) ؛ و فعّال چهار حرف دارد : ف ( 80 ) ع ( 70 ) ا ( ا ) ل ( 30 ) ؛ و يا أحد يا صمد ده حرف دارد : ى ا ا ح د
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٥