تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مقابل ؛ آن براى مؤمن بود ؛ و اين براى كفّار و متمرّدين ؛ در سورهء نوح وارد است كه :
مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً
« 1 » قوم نوح در اثر معصيت‌ها و فسق فجورى كه كردند هلاك شدند و غرق شدند ؛ و پس از غرق شدن بدون فاصله داخل در آتش شدند ؛ در اينجا مىفرمايد :
فَأُدْخِلُوا ناراً
يعنى بدون مهلت داخل در آتش شدند . از عمده روايات مستفيضه و مشهوره بدست مىآيد كه برزخ براى همه اقسام كفّار و مسلمين است ؛ چه براى اهل كمال از سعادت و شقاوت ؛ و چه براى متوسّطين . بعضى از رواياتى را هم داريم كه مخالف اينهاست ؛ ليكن مورد اعتماد نيست ؛ و مرحوم شيخ مفيد هم قائل به همين قول شده است كه : « لا يسئل فى القبر إلّا من محض الإيمان محضا أو من محض الكفر محضا و الآخرون يلهى عنهم » « 2 » تلميذ : آيا از آيهء مباركه :
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
( آيهء 133 از سورهء 3 آل عمران ) ( و مسارعت كنيد بسوى مغفرتى كه از جانب پروردگار شماست ؛ و بسوى بهشتى كه عرض آن به اندازهء آسمان و زمين است ؛ و آن براى متقيان مهيّا و آماده گرديده است ) « * » آيا از لفظ اعدّت ( آماده شده است ) نمىتوان استفاده نمود كه بهشت الآن موجود است ؟ علّامه : تا حدّى بىدلالت هم نيست . تلميذ : در اين صورت با تجسّم اعمال چگونه سازش دارد ؟ چون عمل بايستى انجام شود تا آنكه بهشت و جهنّم را درست كند !
هامش
( 1 ) آيهء 25 از سوره 71 نوح : از جهت گناهان و معصيت‌هايشان غرق شدند و پس داخل آتش گشتند . ( 2 ) در اينجا چهار روايت وارد است و چون مضمونشان بهم نزديك است ما بذكر همان را كه استاد بيان كردند اكتفا مىكنيم و آن روايت در فروع كافى طبع سنگى ج 1 ص 64 است و ترجمه‌اش اينست : در قبر پرسش نمىشود مگر از كسى كه ايمان خود را كاملا خالص نموده باشد يا آنكه كفر خود را خالص نموده باشد ؛ و امّا نسبت به بقيّهء افراد از سؤال قبر آنها اغماض مىشود . * نظر اين آيه در سورهء 57 حديد آيه 21 است :سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ .
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 248 | السيد محمدحسين الطباطبائي